تبليغاتX
ضــد پسر(سوسك كش حرفه ای
 
ضــد پسر(سوسك كش حرفه ای
 
 
ضد پسر(ورود ارازل و اوباش ممنوع)
 
HTML clipboard

داشت عباس قلی خان پســـــری پســــــــــر بی ادب و بی هنری

اسم او بود علی مراد خـــــــــان کلفــــــت خانه ز دستش به امان

پشت کالســـکه مردم می جست دل کالســـکه نشین را می خست

هر سحر گه دم در بر لـــب جـو بود چون کـــرم به گل رفته فرو

بسکه بود آن پســــره خیره و بد همــــــــــــه از او بدشان می آمد

هر چه می گفت له له لج میکرد دهنش را به له له کـــــــج میکرد

هر کجا لانه ی گنجشــــکی بود بچه گنجشــــــک در آرودی زود

هر چه میدادند می گفت کمـست مادرش مات که این چه شکمست!

نه پدر راضی از او نه مــــــادر نه معلم نه له له نه نوکــــــــــــــر

ای پســــــــــر این قصه بخوان تو مشو مثل علی مراد خـــــــــان

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 10:37  توسط Anti-Boy  | 
عاقبت مرد زن ذلیل

[5448chi.jpg]

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 9:53  توسط Anti-Boy  | 


بدون شرح

http://www.photo.pnu-club.com/images/6tz4k5j1.jpg

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:41  توسط Anti-Boy  | 
اینم از فهم و شعورتون درباره تحصیلات 

http://www.photo.pnu-club.com/images/014.jpg

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:40  توسط Anti-Boy  | 
چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟


معمولا" باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 18:56  توسط Anti-Boy  | 

پسر ها شبیه سوسک هستند !!

چرا؟؟؟میگم چرا


1.دقت کردین بعضی سوسکا گیر میدن بهت هرچی با دمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت!!!!

2.دیدین  سوسک ها چقدر سگ جونن لهشون میکنی ولی هنوز شاخکاشونو تکون میدن

خوب تا اینجا فک کنم منظورمو گرفته باشین!!

خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها

3.مدل مووووووو های پسرااااااا (با وجود تنها 2 تار مو!!! همونو با کلی چسب و تافت و ... سیخ می کنن)

4.سوووسک موجود چندشیه (مثل پسر ها که خیلی چندشن)

5.سوسکااا رو هیچکی دوست نداره (البته من به استثنا ها کاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسر هاااااااا

6.سوسک تنها حشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه!!! مثل پسر که نسل خوشگلاش منقرض شده!!!

7.میگن سوسکااا خیلی پیچیدن و محققا هنوز از زندگیشون سر در نیاوردن درست مثل پسر جماعت که هیچ وقت نمیفهمی پشته ای قیافه یه زشتش  چیه!!!!بس که

موزیییییییییی ان

خوب فک کنم به اندازه ی کافی دلیل اوردم واسه اینکه شما دختران محترم شباهت زیااااااااااد بین این دو موجودو بفهمین

پس الان میشه  به یه نکته اشاره کرد

واسه من سواله

که چرا دخترا با دیدن سوسک جیییییییغ میزنن و در میرن

ولی با دیدن یه پسر.....

نه واقعا خیلی واسم جالبه !!!!؟؟؟؟

یه سوال دیگه

چرا پسر ها با وجود این همه شباهت سوسک های بیچاررو میکشن (خیلی راحت)

آقا پسر های محترم !!!!

یه نگا به این عکسه پایین بندازین !!!

شبااااااااااهتو داری؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 18:50  توسط Anti-Boy  | 
11-2256.jpg

12-2256.jpg

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:25  توسط Anti-Boy  | 

خدایش ایووووووووووووووووووووووووووول داره

نشنوم بگن زن ضعیفه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:9  توسط Anti-Boy  | 
سلام داش سیا و ایماز

اگه به تایماز گفتم دلیلش تو نبودی کلی بود تایماز از اول با من نبود بلاگ من یه مدتیه که عضو گیری کرده بگذریم.

من متوجه منظورتون هستم و این کل کل ها هم برام یه کل کله دوستانه بیشتر نیست رو این حساب شما رو دشمن خودم نمیدونم که از پستاتون ناراحت شم و بگم نمیخوام هیچ کدومتون پست بدین و... از این حرفا

و میدونم اگه شمام پست بدین جنبه ی کل کل میگیره و بهتره و بازدید بیشتری داره و جالبتر میشه واسه همینم قاطع نمیگم پست ندین اما چون من یه نفر هستم انقد وقت ندارم که جواب پستاتونو بدم من هر روز چند ساعت نت هستم و ولی وقت ندارم رو بلاگ بزارم.اما اگه باگ بتونه عضو بگیره و برین دنبالش مشکلی نیست خودتون واسش عضو بگیرن هم دختر هم پسر چون نمیخوام همه ی پستا بشه آنتی دختر و ... .

داش سیا اگه میخوای من دسترسی بهت میدم هرکیو خواستی عضو کن.

من بیکار نیستم که بخوام بلاگ رو با یه مدیریت خوب اداره کنم همینجوریشم زیادی پست میدم.

در ضمن این کلیپا و پندا مفهوه ضد پسری داره ;)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 17:29  توسط Anti-Boy  | 
پند دوم
خرگوش از كلاغی بر سر شاخه پرسید
كه آیا من نیز میتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه.
خرگوش بنشست بی حركت،
روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد.

نتیجه اخلاقی
لازمت نشستن و كار نكردن بالا نشستن است

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:28  توسط Anti-Boy  | 
سلام داش تایماز خوش اومدی.

ولی من زیاد وقت ندارم که توی بلاگ جواب بدم ویه جورای بلاگ و بلاگ کل کل کنم.

میخواتم بگم لطف کنید دیگه پست ندین امااگرم خواستین پست بدین خیلی کم نمیخوام بلاگ بشه آنتی دختر یا کل کل.

امیدوارم متوجه منظورم شده باشی و ناراحت نشی چون واقعا فرصت اینو ندارم که زود زود جواب بدم


الانم فرصت کردم این پستتو اصلاح کنم.

بابا جان کم دوروغ به خورد مردم بدین


دختر:عزیزم خیلییییییی دوست دارم   

پسر : :))

دختر: عاشقتم    
پسر :به من چه

دختر:میمیرم واست
پسر : برو بابا دلت خوشه

دختر:خیلی دوست دارم
پسر :من نه

دختر:راستی یه خواستگار خوب واسم اومده
پسر : :o تو چطور میتونی این حرفو بزنی؟من و تو همدیگرو خیلی دوس داریم

دختر:یادت رفت چیا گفتی
پسر:ما پسرا بعضی وقتا گه زیادی زیاد میخوریم

پسر :زنم میشی؟
دختر:خفه شو 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 9:58  توسط Anti-Boy  | 
از قدیم و ندیم گفتن هر میمونی زشت تره بازیش از همه بیشتره این آقایونم کم زشتن .....

http://www.dvd20.net/uploads/1250524210.jpg

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:32  توسط Anti-Boy  | 
اینم عاقبت چشم چرونی آقایون

http://www.dvd20.net/uploads/1250375310.jpg


ادامه مطلب
...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:23  توسط Anti-Boy  | 
سلام برو بچ

این یه وبلاگ آنتی دختره که ادعاش زیاده مثه بقیه ی آنتی دخترا و دقیقا مثه بقیه فقط ادعاست به هر حال خواستم بهتون بلاگ رو معرفی کنم اگه خواستین سر بزننین البته آمار چندانی نداره و از اون آنتی دخترای حرفه ای نیست.

بخصوص اقایونی که تو این بلاگ عضو هستن خواستین اونجا عضو شین یه کمکی بهشون بکنین شاید تونستن روی دو نفر بیشترو کم کردن به هر حال آبروی خودتونه.

من خودمم اونجا باهاشون مناظره دارم هرچند بچه بازیه یعنی داریم با این بچه ها سر و کله میزنم.


http://pro-antigirl.blogfa.com

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 16:1  توسط Anti-Boy  | 


پند
بوقلمونی، گاوی بدید و بگفت:در آرزوی پروازم اما چگونه ، ندانم.
گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوری قدرت بر بالهایت فتد و پرواز كنی.
بوقلمون خورد و بر شاخی نشست.
تیراندازی ماهر، بوقلمون بر درخت بدید،
تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاكش نمود.
(قابل توجه آقایون)
نتیجه اخلاقی
با خوردن هر گندی شاید به بالا رسی، لیك در بالا نمانی.



 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 16:48  توسط Anti-Boy  | 

امروز توی یه وبلاگی مقایسه دختر و پسر رو دیدم (لینکشم هست خواستین اراجیفشونو بخونید.) خلاصه کنم یه سری دورغا در مورد دخترا نوشته بودن یعنی همه چیو تقریبا عکس کرده بودن.منم طبق وظیفه لازم دونستم که نوشت هاشونو به واقعیت برگردونم و واستون نوشتم .

مقایسه دختر و پسر

.در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟

دختر:یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به حدر نره


پسر:
یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال


۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه...

دختر - مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه.

پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه.
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی


۳.تو مغازه لباس فروشی...


دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن.

پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره


۴.وقتی از یکی بدشون بیاد...

دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه

پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه.(عقده ایا)


۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)...

دختر - می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدیکه خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن.

پسر:با 20 سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل ... بحث میکنن(خجالت که حالیشون نیست بی حیان)

۶.اگه بعد از مدتی هم رو ببینن...

دختر:تا همدیگرو میبینن یه احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن(انقد که مهربونن)

پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ(انقد که بی احساسن)

۷.وقتی می رن کتابخونه...

دختر:دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه.

پسر - تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن
 یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه

۸.وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط...


دختر:روزی 5 ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره(ماشالاه هوش دخترا زیاده)

پسر:روزی 29 ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم


۹.وقتی می خوان ورزش کنن...

دختر:با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن

پسر:خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه(چقدم از خودشون خوششون میاد با این شلوارای که میپوشن شلوارک میپوشنو میدون دنبال دخترا)

۱۰.وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن...

دختر -میگه ایول عجب ماشینیه!مبارک صاحبش

پسر:با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 18:14  توسط Anti-Boy  | 


E learning!!!

پسری که به دنیا می آید سه حالت ممکن است داشته باشد :

1- دیوانه باشد ، ( غیر انسان ) .

2- کر یا کور مادر زاد باشد ، ( نیمه انسان ) .

3- بدون نقص در حواس باشد ، ( انسان !!!) . (عمرا!!!)

 

منظور از خود در خود شناسی چیست ؟

 

خود به معانی زیر وجود دارد :

1- خود به معنی برداشتی که حمید از خودش دارد .(خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!)

2- خود به معنی برداشتی که دیگران از حمید دارند .(یه آدم مزخرف!!!) 

3- خود به معنی برداشتی که دیگران از برداشت حمید نسبت به خودش دارند.(زهی خیال باطل)

4- خود به معنی برداشتی که حمید از برداشت دیگران از حمید دارد . (پیچیده شد من قاط زدم!!)

5- خود به معنی آ ن خودی که نه حمید می شناسد و نه دیگران ولی وجود دارد .(جل الخالق!!!)

 حالا ما دونه دونه این موارد و توضیح  میدهیم :

مورد ۱ :حمید خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!اعتماد به نفس خفن!!! فکر می کنه خیلی با مزست !! احساس  می کنه خیلی خوش تیپه!! صداش چقدر خوبه!! با عینک آفتابی عکس میگیره ( وای من چقدر خوشگلم!!)دو تا خط شعر بی معنی و مفهوم با قافیه جور می کنه !! (بابا شاعر!!)و.... ( که بقیشو نگم بهتره!!!)

 مورد ۲:حالا منی که دارم به این آدم (آدم که چه عرض کنم...!!!) نیگا می کنم !! اولا که خیلی بهش می خندم !!!  !!!بعدشم  از اینکه واسه وبلاگم سوژه پیدا کردم کلی خوشحال میشم!!

مورد۳:آخی طفلکی !!  بذار به روش نیاریم !! بره با خودش حال کنه!!

مورد۴: چقدر همه منو دوست دارن !!! من چقدر آدمه باحالیم!!! چقدر تحویلم میگیرن!!

مورد۵:ها!!!(قلمراد!!)

انگیزه خودشناسی چیست ؟ جواب : تضاد

 

تضاد درون و بیرون یک شخص ، تضاد بین آنچه که شخص به آنها اعتقاد و

 باور دارد با آنچه که در واقع در بیرون ( محیط خارج ) وجود دارد . (این یعنی حمیدی که خودش می شناسه با حمیدی که ما میبینیم و به روش نمی یاریم فرق فولکوله!!!)

تضاد دانسته ها با واقعیات موجود در همه انسان ها وجود دارد و تفاوت در میزان

 و زمان آگهی از این تضاد است . ( یعنی واسه بعضی ها این اعتماد بنفسه زیاده واسه بعضی ها نرمال!!!)(تحقیقات نشون میده واسه دخترا نرمال واسه پسرا یه خورده زیاد از حد!!)

عامل آگاهی از تضاد چیست ؟ تغییر

تغییر به سه شکل ممکن است اتفاق بیفتد :

1- حرکت ، جابجایی و تغییرات مکانی مشخص .(یه تکون خودتو بده !! )(به حالت بندری!! تاثیرش بیشتره!!)

2- تغییرات جهت عقاید اجتماعی .(یعنی  میفهمی چه خری هستی!!!)

3- تغییرات شدت عقاید اجتماعی .(اینم همون بالاییه!!!)

بقیه درس خود شناسی  باشه واسه بعدا

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 19:11  توسط Anti-Boy  | 

دختر، برتر از پسر آمد پديد
ليک،آنکه چشم بصيرت داشت ديد

کسي گفت: اي دختران به بيرون رويد
تا پسرک نديد بديد شما را بديد

دختر، زبر و زرنگ است شديد
که پسر نصفش را هم در خود نديد

همه تان جزو اين چهار دسته ايد
آن پسر که گفتي، حساب کار آمد به دستش، پريد

مقصودم ازاين وب فقط خنده بيد
از بس که شما پسرها بَـديد

خدا جنس مرد را آزمايشي آفريد
پس از آن زن برتر را آورد پديد

زن، زن را سوار برمرد ديد
ولي مرد غير از زمين هيچ نديد

زن هرچه را دوست داشت خريد
مرد فقط ديد و حسرت کشيد

مرد از صبح تا به شب دويد
آخر کارش به تيمارستان کشيد

زن، سرور و سالار؛ آيا شما مَـرديد؟
مرد تا کم آورد جامه خويش را دريد

پسران فکر ميکنيد شما برتريد؟
نه توهم زديد،اگرخوابيد، بيدار شويد

از ازل تا به ابد زن موجود برتري ست
شما بايد کوتاه بياييد، چاره چيست؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:25  توسط Anti-Boy  | 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:21  توسط Anti-Boy  | 

دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد شدی؟»

مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم.

امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم!

 وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم.

 وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.

 من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.»

مریض بعدی،

 به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.

دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟»

مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.

 ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.

من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»

وقتی مریض سوم میاد

 به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.

دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی.....!!!!»

«خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین...»

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:13  توسط Anti-Boy  | 
رقص کنار دریا

http://nazclip.com/dl/shad/untitled01.JPG

 

 



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:29  توسط Anti-Boy  | 
کلیپ عاشقانه از داش سیا و دوستان

http://nazclip.com/dl/shad/untitled02.JPG


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:29  توسط Anti-Boy  | 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:4  توسط Anti-Boy  | 
http://night-skin.com/upload/images/vwvkxhc80e8rmmj9sllq.jpg

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:3  توسط Anti-Boy  | 
بزرگترین فروشگاه اینترنتی

هررررررررررررررررررررررررررررررر چی بخواین داره حتما یه سر بزنید 

با کمترین قیمت میتونین بهترین فیلمها و برنامه ها بازی و.............. رو خریداری کنید.


http://www.dvd20.net/


دانستنیهای جنسی (دانستنيهاي ج� ...
» دختران آخر زمان
» رکوردهای گینس
» روابط دختر و پسر
» ۱۰۰ فیلم ۲۰۰۸ در ۹ دی وی دی
» مجموعه 50 فیلم وحشتناک
» ۳۰۰ فیلم ایرانی در ۱۸ دی وی دی
» مجموعه 103 كارتون دوبله فارسی
» سریال جومونگ (81 قسمت )

» مجموعه ی بی نظیر ۶۴ فیلم طنز خا ...

» یوسف پیامبر
» سریال درخت بهشتی
» 17 فیلم هندی
» مسابقات کشتی کج
» گالری گل و بوته 1
» طرح های کارتونی
» میلیونر زاغه نشین Slumdog Millionaire
» مستند چراغ خاموش(استخدام منشي و فريب دختران)
» رکوردهای گینس
» 60 فیلم هندی

17 فیلم هندی

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1243719189.gif


1- عاشق خاموش

2- بادشاه

3- باران

4- بی وفا

5- بهت

6- دهاتی های خوش شانس

7- عشق ابدی

8- جان دشمن

9- خانواده

10- محبوب

11- مجرد

12- نفرت

13- پیوند

14- شان

15- ترکیب

16- تاکسی

17- یک لحظه جدایی


قیمت : 2500 تومان

و.................... هزاران فیلم و برنامه دیگر

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:13  توسط Anti-Boy  | 

سلام به همه ی دوستای گلم

داش سیا خوش اومدی من الان وقت بلاگ اپ کردن ندارم آخه ما که مثه شما بچه دبیرستانیا نیستیم که از یه ماه پیش امتحاناتشون تموم شد امتحانات ما تازه داره شروع میشه و چون 24 واحد دروس تخصصی و سخت باید پاس کنم و میخوام نمرهام عالیه شه فعلا وقت نت اومدن ندارم.

اما به هر حال اگه دوس داری و اصرار میکنی که برگردی قبوله برگرد خوش اومدی.

قالبم خودت پیدا کن بزار.


راستی برو بچ به کی رای میدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که به احمدی نژاد رای میدم درسته یکی از اونیکی بدتره اما احمدی نژاد از بقیه بهتره جرات و جسارت داره و همین خیلی خوبه و چیزای دیگه که حوصله ی تایپ کردن ندارم

بقیه همه خائن و دزد و.. هستن همین آقای موسوی که میخواد آزادی بده یکی از همونای بود که دوران خودش نمیزاشت کسی نفس بکشه که خود امام جلوی کاراشو گرفت یادتون بندازین

اما

صلاح کار خویش خسروان دانند پس بگین چشم و همه به احمدی نژاد رای بدین.(هر چند اون انتخاب میشه چه رای...)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:4  توسط Anti-Boy  | 
 
خودتم خوب میدونی که من هیچی بهت نگفتم فقط گفتم اینجا رو با آنتی دختر عوضی نگیرین همین و ادعاتون نشه آنتی بوی رو تخته کردین
فکر نمیکردم از لحن حرف زدنم ناراحت شی خیلی جالبه فقط ادعات میشه هیچی نشده بهت برخورد معنیش با کم آوردن چندان فرقی نداره به هر حال اینم شاید یه نوع خشونت باشه این که شیوتونه مگه نه؟خوب؟
به هر حال هیچ اجباری نیست هرکی ناراحته به سلامت اکانتتم چند روز دیگه بن میکنم.
خوش باشی.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 14:26  توسط Anti-Boy  | 

 

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:36  توسط Anti-Boy  | 
http://anti-boyes.blogfa.com/

 

حالا کیه که خودشو برتر میبینه با اینکه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اینم یه عکس از هوش آقایون سه تا مرد گنده عقلشونو رو هم گذاشتن با این حال چه گندی زدن

http://www.anti-boyes.blogfa.com

 

 

 

و اینم یه عکس از فرهنگ و رفتارشون

http://www.anti-boyes.blogfa.com

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:13  توسط Anti-Boy  | 
دیروز یه آهنگی شنیدم که واقعا اسفناک بود اما بعد دیدم که همه ی آهنگهای ما همینه اما هرکدوم به یه شکل و این خیلی نسبت به بقیه بهتره واستون چند نمونه آهنگ میزارم شما که حرف ما رو قبول ندارین اما حرف خودتون که دارین و کارتون به جای میکشه که از جنون میزنین به خوانندگی و التماس

به هر حال گفتم واسه تنوع ضرر نداره بزارم.

 

خاله دختر سراغ داری می خوام بیام خواستگاری
اینجا تنها و بیزاری خاله دختر سراغ داری
اگه آدرسی تو سراغ داری خاله میام خواستگاری
خاله مردم تو خشکسالی خاله دختر سراغ داری
من عاشقشم میدونی خاله خاطر خواهم زیاد داره
دل من وصله به اون خاطر خواشم یه چند ساله
خاله باز اومدم با دست پر خاله دستم به دست تو
خاله مستم به عشقش خاله حتما بهش بگو
سرمه زده به چشاش خاله دل من و برد با نگاش
خاله عاشق خط لباش خاله عاشق حجب و حیاش
داره قلب میکنه تپ تپ واسه خواستگاریش امشب
خاله دعا کن خاله خدا کنه بگه بله
خاله دختر سراغ داری............
الو خاله دارم میام خواستگاری خاله نگی الافه
بگو مهندسه و ویلا داره ماشین 2008تیوتا داره
خاله دختر سراغ اری...........................
........................................
................................
توی بالکن دیدم وایساده با یه مانتو هی تاب خورد
منم دل و جیگرم آب شد تا منو دید یهو ترسید
بهم خندید منم قلبم یهو چسبید کف آسفالت پاهام لرزید (با یه خنده غش و ضعف میکنین )
منم تصمیم دارم زنم بشه رسما نذر کردم دو دور تسبیح
واسه سلامتی آش نذری
خاله به مامان بگو یه دست گل بخره واسه خواستگاریه دختره
خاله به باباش بگو سخت نگیره در کل من غلامشم بد فرم
خاله دختر سراغ داری ..........................
...............................................
..............................................
بزا خودمو معرفی کنم بچه بالاشهرم . اسم من سن لوپی ........(بعدش انقد خالی بست تا یکی زن بهش بده کهpc  ترکید

 

اینم یه نمونه از خواننده ی عزیز خودم ستار

این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو این التماسه آخره
چقد میخوای تو بشکنی غرور این شکسته رو
هرچی میخوای بهم بگو اما نگو بهم برو
این دل و عاشقش نکن اگه منو دوس نداری
راحت بگو اگه میخوای این دل . جا بزاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
میترسم از دستم بری کاری ازم برنمیاد

---------------

 

از روی لج و لج بازی با هم دیگه دوست شدیم خواستیم رو کم کنیم............ (بعدش میگن یارو بی وفا بود خوب الاغ یارو رو حساب رو کم کنی بهت رو داده تو چرا دوسوته دلباخته میشی
...............
.........................
بد جوری عاشقت شدم تو رو خدا بگو دیگه با من میخوای چیکار کنی
میترسم از دست بدم تو رو میترسم از چشت بیافتم آخر بگی برو ..ترو خدا تنهام نزار..

------------------

بی وفا تو هم دل منو شکستی آخرش
دل بیچاره رو آتیش زدی کردی پرپرش حالا من موندم و این اشکای سرد تو چشام
خدا لعنتت کنه که اومدی سر رام .......................
غصه ها توی دلم قد یه دریا میمونه پس بزار که این دلم همیشه تنها بمونه دیگه بسه دل سپردن
از غمت تنهای مردن....
برو برو دیگه نمیخوام تو رو تو رو میدونی برام سخته دل تو مثه سنگه

------------------

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درد زنده بودنم مرگه بدونم تو و عشقت
وجود من مال تو قلب تو هم مال من عزیزم
رفتن تو مرگه منه دستای تو, تو دستمه نگو کهباید جداشیم نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم اگه تو از من جداشی امید موندن ندارم
واسه ی با تو بودن همه چیمو باختم کلبه ی از عشق واسه ی تو ساختم
عاشق تو بودم عاشق تو هستم
-------------------

به من دیگه نگو یه زره فرصت میخوام دوست دارم عاشقتم از تو محبت میخوام
به من دیگه نگو یه زره فرصت میخوام به جای فرصت عزیزم از تو جواب مثبت میخوام

 

 

از این نمونه ها خیلی زیاده لازم به ذکر نیست

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:41  توسط Anti-Boy  | 

پسر بودن یعنی سربازی در انتظارته اول جووونی

پسر بودن یعنی صبح تا شب بدویی دنبال کار عاقبت هم کار پیدا نکنی

پسر بودن یعنی بدون تحصیلات و شغل مناسب باید سرتو بزاری زمین بمیری چه برسه زن بخوای

پسر بودن یعنی افسوس بخوری دختر باشی

پسر بودن یعنی در همه ی موارد مرد خونه هستی حتی موقع دزد اومدن

پسر بودن یعنی هر روز یه شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی عمرا عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی مثل عقده ای ها آرایش کردن و مو بلند کردن

پسر بودن یعنی ول معطل بودن

پسر بودن یعنی احساس برتری الکی نسبت به دخترا

سر بودن یعنی ابراز احساسات کنی بدبخت و زن زلیل و تو سری خور محسوب میشی

پسر بودن یعنی دق کنی ولی گریه نکنی

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:17  توسط Anti-Boy  | 
قبلا گفتم دوباره میگم این وبلاگ هیچ احتیاجی به پستهای شما نداره و لازم نیست امثال سیا آتیششو روشن کنن و به خیال خودشون بگن این بلاگ رو تموم شده باید فرض کرد و گفتم پست ندین و دلیل دسترسی دادن رو هم بهتون گفتم شما نهایتا میتونین جواب بدین.

اگه فکر میکنین اینجا رو با این کاراتون تعطیل کردین اکانت همتونو میبندم که فقط بتونین کامنت بزارین

 

راستی من زدم تو خط هک آیدی هاتونو بدین تا هک کنم آخه تا حالا هرچی آیدی بوده رو هک کردم دوست و غریبه و آشنا و.. مونده مال شما ها

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:15  توسط Anti-Boy  | 

از اونجای که خدا گفته هیچ عبادتی بالاتر از راستگوی  نیست من سعی میکنم واقعات تحریف شده رو برگردونم که خواست خدا رو عمل کرده باشم اینی که میبینین چیزیه که این جوجه های تازه از تخم سر در آورده نوشتن منم با اینکه وقتشو نداشتم اما تا حدودی اصلاحش کردم.


مشخصات يك دختر خوب
يك دختر خوب به هیچ پسری فکر نمیکنه چون پسرا ارزش فکر کردن ندارن
يه دختر خوب واسه دل خودش سيگار مي ذاره لاي لبش وقليون مي كشه نه ادا ....
يه دختر خوب تفاوت بين خودش و يك ميمون رو درك مي كنه و اداشونو(پسر=میمون) درنمیاره
يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش هم بازیه جوجه ها نمیشه خطر خفگیش زیاده

يه دختر خوب به خاطر بعضي مسائل نمیزاره کسی چترش رو باز کنه
يه دختر خوب وقتي رانندگیش حرف نداره چرا نباید روی پسرا رو کم کنه

يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسه تا سر قرار بره چون میخواد طرفو اوس کنه

يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 1 ساعتش رو نمي پيچونه که روز مادر بره خرید
يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه اما تو جیب بی افش دست میکنه

يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي کنه همون لحظه میزنه تو دهن طرف

يه دختر خوب که سهله هیچ ختری جو گیر نمیشه و این مورد فقط و فقط مخصوصه پسراست

يه دختر خوب برای خرید روسری به بهترین فروشگاه ها میره واسه خرید

يه دختر خوب به خواسته هاش میرسه و هیچ وقت عقده ای نیست

يه دختر خوب به همسايشون که خوشگل تره میگه وای جیگرتو چه نازی 

يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که خوشگله افه نمیزاره

يه دختر خوب هیچ وقت خودنمای نمیکنه اما این کنه ها ول کن نیستن

يه دختر خوب بابا ئ مامانش هر چي بگن گوش مي کنه
يه دختر خوب بيشتر از 5 دقيقه توي WC نمي مونه (نکته مهمتر از کنکورش اینه پسرا چرا بیشتر از20 دقيقه توي WC مي مونن
يه دختر خوب  بدون گواهينامه رانندگي ميکنه اونم تو لاین خلاف جهت توی خیابون شلوغ( وااااااای چه حالی میده(

يه دختر خوب به خاطر منافع دیگران حق خودش روهم میده

يه دختر خوب وقتي همه ی ترانه هاي خارجي رو ترجمه کرد و مثه آهنگای ساسی و حسین چرت بود لازم نیست باز همونا رو گوش کنه 

يه دختر خوب توي قرار با پسر همه ی واقعیت رو نمیگه مثلا اگه باباش مديرعامل و رئيس بهتره بگه یه کارمند بيچارست(اینو واسه عوارض جانبیش گفتم)

يه دختر خوب پسرای گیر رو میسپاره به دختر افغاني ها(تازه پسره چه ذوقی میکنه آخه میدونه دستش به طلاهای مثه ما نمیرسه همون افغانیم از سرش زیادیه)

يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد خیلی راحت میره جلو و میگه من از شما خوشم میاد و اگه پسره زد تو ذوقش و گفت مهم نیست (که محاله)باید بگه خواستم دلتو خوش کنم(این ادامه داره این جا جاش نیست اما اگه کسی خواست بگه اختصاصی راهنمایش کنم که ضایع نشه و طرفشم ضایع کنه.

يه دختر خوب شب ساعت 12 الی 2 مي خوابه که صبح زود بیدارشه و بتونه به درس و مشقش و... برسه این اصلشه اما بی ربطم نمیگن(يه دختر خوب شب زود نمي خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه (

يه دختر خوب کسی رو زوری تو دلش راه نمیده

يه دختر خوب (این یه مورد دختر و پسر نداره هیچ آدمی براي اينکه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نميکنه (صغرا= هاني - اکبر= ماني)

يه دختر خوب  توي مهموني :دو دسته هستن 1.یا میرن تو بقیه مهمونا و بگو بخند راه میندازن و خوش میگذرونن یا مورد 2 میرن خیلی مودبانه و متشخص میشینن و با هر کسی هم کلام نمیشن

يه دختر خوب برای اینکه از مسایل روز با خبر باشه حتی پشت سر حیوانات هم به قول شما غیبت میکنه

يه دختر خوب از دماغ فيل نمي افته که از...

يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره بازي( جت اسکي اسکيت و امثال اون ) در مقابل هیچ کس خودداري نمی کنه

يه دختر خوب با هیچ نفر تريپ نميريزه آخه ارزششو ندارن

يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نمي کنه دوچرخه بچه بازیه باید موتور سواری کنه

يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي ده که بابا تندتر برو خودش تندتر میره

يه دختر خوب عکسهاي پسرای زشتی مثه حميد گودرزي شادمهر عقيلي و … محمدرضا گلزار رو به در و ديوار اتاقش نمي چسبونه عکس خودشونو میچسبونن

يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه پيکان 47 و امثال آن اما بالای 47 خیالی نیست

يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي شیک پوشی ندارد میره و میخره

يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره و انتظار ترحم داشته باشه) از کدوماش؟مگه سرطان زاست؟عججججججججججب بعدا میگن چرا به ..... توجه
يه دختر خوب به خاطر علایقش خودشو میکشه تا تو يك دانشگاه خوب قبول بشه .



==============

اینم تحریف شدش

مشخصات يك دختر خوب
يك دختر خوب موقع راه رفتن به 1000 تا پسر فكر نمي كنه
يه دختر خوب واسه ادعاي بزرگي سيگار نمي ذاره لاي لبش ،قليون نمي كشه و ادا در نمياره
يه دختر خوب تفاوت بين خودش و يك ميمون رو درك مي كنه و اينقدر بازي در نميياره
يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه
يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه

يه دختر خوب به خاطر بعضي مسائل چترش را باز نمي کنه
يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نميگه

يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه
يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه

يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي کنه

يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره

يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي داره بندازه رو سرش مثل روسري

يه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالي نمي کنه

يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل تره لج نميشه

يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمي ندازه

يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نمي کنن خود نمايي نميکنه (به راههاي مختلف) باز هم نکته تستي

يه دختر خوب باباش هر چي بگه گوش مي کنه نمياد پيش مامانش ننه من غريبم بازي درآره

يه دختر خوب بيشتر از 10 دقيقه توي WC نمي مونه (نکته مهمتر از کنکور)
يه دختر خوب هيچوقت بدون گواهينامه رانندگي نميکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بريزه

يه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضايع نمي کنه

يه دختر خوب وقتي معني ترانه هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

يه دختر خوب توي قرار با پسر کلاس زورکي نمي آد و پدر کارمند بيچاره اش رو مديرعامل و رئيس قلمداد نمي کنه

يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني ها حسودي نمي کنه

يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي ترکيد 10000 تا عيب و ايراد روي پسر نمي زاره

يه دختر خوب شب زود نمي خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه

يه دختر خوب خودش رو زوري توي دل کسي نبايد راه بده

يه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نميکنه (صغرا= هاني - کبري= ماني)

يه دختر خوب براي اينکه توي مهموني تحويلش بگيرن قيافه نميگيره و اداي آدم پولدارارو در نمياره

يه دختر خوب پشت سر حتي حيوانات هم غيبت نمي کنه

يه دختر خوب از دماغ فيل نمي افته که نه؟

يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره بازي( جت اسکي اسکيت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداري مي کنه

يه دختر خوب با 25897 نفر که تيريپ نميريزه

يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نمي کنه حالا مي خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه

يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي ده که بابا تندتر برو!

يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند حميد گودرزي شادمهر عقيلي و … محمدرضا گلزار رو به در و ديوار اتاقش نمي چسبونه)

يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه پيکان 47 و امثال آن

يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد از همسايگانش قرض نمي کنه

يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره و انتظار ترحم داشته باشه

يه دختر خوب به خاطر چشم و هم چشمي با دوستاش خودشو نمي كشه تا يك رشته مزخرف در يك دانشگاه در پيتي قبول بشه ، به جاش استعدادش رو در جاهاي ديگه امتحان مي كنه




 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:47  توسط Anti-Boy  | 
فعلا اینو داشته باش تا بیام ایراد اون مخی که معلوله رو بگیرم


 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:50  توسط Anti-Boy  | 
سلام برو بچ

الان وقت ندارم بخونم و پستی بدم یا جواب کامنتاتونو اما میبینم که خوب دارین جولان میدین انگار این بلاگ آنتی دختره اگه میخواین یه بلاگ آنتی دختر دارم پسوردشو بدم

این وبلاگ هنوز هم آنتی پسره و اگه واستون یوزری ساختم واسه کل کل بوده یا اینکه اگه حرفی جوابی چیزی بود که لازم به بحث بود بتونین شرکت کنید و یا جواب پستی رو بدین.

فکر کنم هرچی لازم بود رو گفتم از این به بعد چرت و پرت نویسی نکنید و یه روزه کل بلاگ رو نکنید پستهای آنتی دختر نهایت ماهی یه دونه افتااااااااااااااااااااد؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:35  توسط Anti-Boy  | 
يك زوج در اوايل 60 سالگي در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوي قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت : چون شما زوجي اين چنين مثال زدني هستين و در تمام اين مدت به هم وفادار موندين هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اووووه! من مي خوام به همراه همسرعزيزم دور دنيا سفر كنم .پري چوب جادويي اش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي . 2 تا بيليط براي خطوط مسافربري جديد وشيك در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود چند لحظه فكر كرد و گفت:خب اين خيلي رمانتيك ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته بنا بر اين خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوان تر از خودم داشته باشم
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو آرزوست ديگه!!! پري چوب جادويي اش رو چرخوندو... اجي مجي لا ترجي و آقا 92 ساله شد
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:52  توسط Anti-Boy  | 


چشماشون بيشتر از عقلشون كار ميكنه.
(اگه دیدین یه پسری ذل زده بهتون وداره میخنده اخماتونو بکنین توهم وآدم هم حسابش نکنین!)



2
- تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.
(هرکی تو خیابون بهتون گفت شماره بدم شماره رو ازش بگیرین وخیلی جدی بهش بگین حتما باهاتون تماس می گیرم بعد جلو چشمش شماره روپاره کنین!)

3-
چشمك جزو تيك عصبيشونه.
(هرکی بهتون چشمک زد یه چشم غره بهش برین وبعد باصدای بلند بگین ایششش!پسره ی جواد!اینا دیگه قدیمی شد)


4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.
(طرفو عاشق خودتون کنین بعدیهو بهش بگین واسم تکراری شدی!به همین راحتی!)

5- اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره
(هرکی بهتون متلک انداخت بگین جوجه من اندازه مامانتم!یک ضدحالی می خوره!)

6- دوستت دارم جزو حرفاي
روز مرشونه
(هرکی بهتون گفت دوستت دارم بگین بروبچه من خرنمیشم! بابا عشق کیلو چنده؟ا)

7- خسیس ترین وپرتوقع ترین موجودات روی زمین
!(ماشالا طرف پول تاکسی هم نمیده چه برسه دختره رو ببره کافی شاپ
(اگه گفت من واسه تو هرکاری می کنم بگین جون من جدی میگی؟تاحالا که یه قرون هم خرجم نکردی ضایع!)

8- مي خوان دختره فقط مال خودشون باشه و خودشون مال همه
(واسه تفریح با3/4 نفر دیگه هم دوست باشین اگه بهتون گفت اون پسره کی بود بهت زنگ زد بگین: یه خری مثل تو!مشکلیـــــه؟؟؟طرف هنگ می کنه

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:51  توسط Anti-Boy  | 

 

اینم شرح حال دانشجوها از شروع تا پایان ترمه!!!


شروع ترم(این ترم دیگه معدلم بالای ۱۷ ئه!!!)


f3su4o

یک هفته بعد از شروع ترم(درسائم سخته ها!)


2vuc754

دو هفته بعد از شروع ترم(ول کن بابا!)


2anww4

قبل از میان ترم(برنامه ریزی میکنم میترکونم!)

2q8rivq

در طول امتحان میان ترم(ماماااااان!)


143fjty

بعد از امتحان میان ترم(ول کن،نمره هاش تاثیر نداره پایان ترمو بچسب!)


20959mr

قبل از امتحان پایان ترم(حالا وقت هست!)


344cd5l

اطلاع از برنامه پایان ترم(دو امتحان در یه روز یا پشت هم!!)


ehesxt

7 روز قبل از پایان ترم(حالا وقت هست!)


9r3q8i

6 روز قبل از پایان ترم(چاوشی گوش کنیم روحیه بگیریم!)

 

122osw6

5 روز قبل از پایان ترم(۵ روز وقت داریم بابا!)


ogjree

2 روز قبل از پایان ترم(...)


167429v

1 روز قبل از پایان ترم(...آی!)


2lj6nna

شب قبل از امتحان(توکل به خدا!دیگه یه شبه که نمیشه خوند!بزار بخوابیم!)


xm1xe8

۱ساعت قبل از امتحان(...)


iwrdwy

در طول امتحان(...)

 

69j7yx

هنگام خروج از سالن امتحان(افتادم!! مشروطم!!)


4hqjar

بعد از امتحان(ایشالله ترم بعد همه پاسه!! این ترم قسمتمون نبود!!)

 

20959mr

هه!!

میدونم اینم قشنگ بود!!!

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:45  توسط Anti-Boy  | 
تو در جواب توهینت توهین شنیدی پس اینجوری حرف نزن بی حسابیم بعدش حالا که اینا رو گفتی لازمه یه چیزایم من بگم من قصد توهین ندارم و کل کل و خوب بلدم و همیشه از هرکی که باهاش کل کل کردم خواستم مودبانه باشه اما بعضی وقتا یکمی تند میرم تا جنبه ی طرفو بسنجم اما بازم توهینی نکردم که شما اینجوری گفتین به هر حال اگه جواب درستی هم نگرفتی دلیلش اینه که همش چرت و پرت بود همه رو عکس کردی

اسم منم شراره ست داش سیا

درضمن

 من کی گفتم میشه اونا رو با پول خرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  این تو بودی که گفتی میرین و از دخترا پول میکشین و میندازینشون به گدای من گفتم شما هرچی دارین خرج میکنین اما دختر نظرش عوض نمیشه یکمی دقت کن پسر جان.

و دخترا بی وفا نیستن منم اینو نگفتم

(فکر نکنین دخترا نامردن ها اصلا اما دختره باهاتون دوست شده سر دو روز میگین زنم میشی )

یکم دقت کن اونی که بی وفاست شما مرداین با وجود زن میرین یواشکی زن میگیرین (تازه تصویب شده بی اجازه ی خانومتونم میتونین زن بگیرین اینم از قانون) چه رسد به دوستی دخترا صادقن انقد که خیانت تو کارشون نیست و اگه به یکی بگن هستم تا تهش هستن تحت هر شرایطی

اون جملی معروفتم اصلش اینه :به مردان در کودکی شیر زنان را بدهید تا وفای که خدا در هنگام خلقت همه را به زن داد به مردان هم نصیبی برسد.

راستی رشته ی تحصیلیت یا کتابای که بیشتر میخونی چیه؟آخه حرفات شبیه کپی برداریه منظورم این نیست که حرفات تکراریه.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:28  توسط Anti-Boy  | 
جواب داش سیا

نسل دخترای نجیب منقرض نشده اما بنا به شرایط چون نسل پسرای خوب خیلیییییییییییییییییییییییییییی وقته منقرض شده دخترام باید مثه پسرا بشن تا این سگای وحشی که غلاده پاره کردن رو جمع کنن.

سیا این حرف دومیت خیلی خالی بندی بود آخه باهوش اینو همه میدونن اونی که عقده ای شما پسرا هستین به دلیل شکستهای زیادی عشقی که خوردین تازه خودتم گفتی چراشو

اونی که سر کار میزاره کیه؟ما دخترا انقد خوب بلدیم فیلم بازی کنیم که استغفرالله استغفرالله استغفرالله خدا هم باورش میشه ما عاشق شدیم بعدش  این شما این که عاشق می شین و دخترا دور هم جمع میشن و استون میکنن و بهتون میخندن

بعدشششششش شما عاشق می شین آخه پسرا خیلی دلنازکن  خیلی دلم واسشون میسوزه ثبات شخصیت ندارین زود افسار پاره میکنین زود خر میشین و خر میمونین به ما سواری میدین آخی بیچاره ها

خلاصه بعد که دختره میبینه سیریش شدین میخواد شما رو از سر باز کنه که شما حالیتون نیست و آویزونش میشین هرچی دارین و ندارین مال خودتون مال مامانو بابا مال فامیل دوست هفت جدو آبادتون همه رو میریزین زیر پای دختره تا شاید نظرش عوض شه اما اون با سیاسی یه کاری میکنی که شما دست از سرش وردارین و فکر کنین که به خواست خودتون همه چی تموم شده اینجوری دلتونو نمیشکنه

(فکر نکنین دخترا نامردن ها اصلا اما دختره باهاتون دوست شده سر دو روز میگین زنم میشی )

و اما نکته ی کنکوریش همینه

حالا چی میشه که یه جای شما پسرا به دخترا نامردی میکنین

از اونجای که بالا زیاد شکست خوردین و اشک ریختین حسابی عقده ای شدین و کینه ای رو این حساب میرین یه دختر سر به زیر آروم که از همه جا همه تو سرش زدن و گیر میارین بهش هزار تا وعده وعید میدین اون بیچاره که خیلی سادست و از پشت کوه اومده خر میشه و با دل سادش بازی میکنین تا اینجوری  انتقام بگیرین از دخترا واقعا که چقد پست هستین که میرین سراغ کوتاه ترین دیوار.

بدبختای عقده ای.

(من ممکنه تا هفته ی دیگ نیام نت آپ نکنی هر روز بیای واسه جواب شایدم بیام

اگه تو حرفام توهینی چیزی بود ناراحت نشین کل کله دیگه)

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:14  توسط Anti-Boy  | 
سلام برو بچ امروز تولدمه از اونجای که کسی خبر نداشت گفتم خودم به اطلاعتون برسونم که تبریک بگین

انشالا که هزار سال زنده باشم

حالا همه دستا به بالا برقصین همه یالا

تولد تولد تولدم مبارک

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 9:51  توسط Anti-Boy  | 
سلام بچه ها خوبین

به قول داش هادی ما تو غیبت کبرا هستیم سالی یه بار میایم و میریم.

خیلی دوس داشتم مطالبتونو بخونم اما حیف وقتشو ندارم ماشالا کار هردوتون خوبه موفق باشید

دعوا هم نکنید فقط مودبانه کل کل کنین.

و در جواب یه سری از کامنت ها باید بگم این بلاگ همینیه که میبینین و هدفش سرگرمیه یه رو کم کنی یا اصلا توهین هرچی که دوس دارین اسمشو بزارین یا مودبانه جواب هر پست رو بدین یا اینجا فحاشی نکنین هرکی از این بلاگ بدش میاد میتونه اینجا نیاد هیچ اجباری نیست.

هرکی حال میکنه اینجا کل کل کنه خوش اومد بگه واسش یه یوزر بسازم هرکی هم که بدش میاد بدش بیاد به ما چه اما بهتره با حرف مفت نه وقت ما رو بگیره نه خودشو خسته کنه.


 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 15:18  توسط Anti-Boy  | 
سلام دوستای گلم بغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغل

من نبودم اینجا دعوای چیزی شده ؟ :-؟  

تایماز جون ما این تقلب ها رو از خودتون یاد گرفتیم ما دخترا صاف و صادقیم مثه کف دست (آره جون خودم چقد مظلوم شدم.) ما هرچی کار بد بلدیم دلیلش اینکه استادای مثه شما داشتیم.



====================


راستی بچه ها با اونایم که به این بلاگ سر میزنن و شقایق جون و تایماز و هادی (راستی هادی جون شرمنده نتونستم سر بزنم هم به تو همه به بقیه بلاگا آی دی اس ال قطع شده مودمم هم مشکل داره )

آها اصل مطلب ما داریم کل کل میکنیم و کاملا دوستانه و تمام این ضد بازیا یه سرگرمیه پس خواهش میکنم با هم دوست باشین و در کنار دوستی کل کلی کاملا مودبانه داشته باشین و نزارین حریم این دوستی به خاطر هیچی شکسته شه    من خودم جنبه ی همه چیو دارم و هر چیزیو حتی بدترینش باز یه شوخی میگیرم مگه طرف خودش نخواد و مثلا دشمن باشه.


بابا جون ما همه با هم دوستیم همه منظورم هر کسی هست که حتی یک بار هم از این بلاگ گذر میکنه.

خلاصه میگه دوستان قدر یکدیگر بدانید که .....(بقیشو یادم نیست)

(راستی تعجب نکنین بگین جریان چیه یهو اینجوری گفت من از همون اولشم همینجوری بودم و کسای که باهاشون حتی یک بار هم چت ردم یا کامنت گذاشتم اینو میدونن.

ما دوباره رفتیم حالا معلوم نیست کی بیام


فعلا باااااااااااااااااااااااااااااای باااااااااااااااااااااااای


 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 19:48  توسط Anti-Boy  | 
دوستان،حضار،دشمنان،آقایون ،خانوما

ما رفتیم تا یه ماه نمیام نت شایدم چند ماه معلوم نیست اما زود میام اونش با خداست.


بچه از بلاگ مثه چشاتون مراقبت کنید(خرابش نکنین و بچه های خوبی باشین تا واستون آبنبات بخرم)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 23:38  توسط Anti-Boy  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:32  توسط Anti-Boy  | 
خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...


سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
 سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
 سن ۱۶ سالگی: عشق کشکه بساطتو جمع کن
 سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... که چرا دل مردمو شکستن باید خودشو بخواد یه یکی دیگه
 سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!مثه قبل
 سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی هیچکی رنج نمیبرن! ... فکر می کنن اونم یکی مثه بقیست
 سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... لیاقت منو نداره
 سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
 سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
 سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
 سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
 سن ۲۵ سالگی: اااااه حالا کدومو انتخاب کنم :(
 سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد!که عاشق میشن . از همه بهتره بله
 سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
 سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!توم یکی مثه بقیه ای

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 11:38  توسط Anti-Boy  | 


وقتی پسرا دور هم جمع میشن چی کار میکنن
بعد از اون داستان غم بار گفتم یه چی بنویسم روحیه ی تضعیف شده ی دوستان یه کم شاد شه.
ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!

آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!

پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!

عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!

افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!

آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!

مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!

امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!

روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!

ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!

هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!

كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!

كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!

توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن

مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!

ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي
سخنراني ترتيب ميدن يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو
ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي
كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجرمي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 13:10  توسط Anti-Boy  | 

مدرسه : زندان آلكاتراس

زنگ مدرسه : حمله آپاچی ها

معلمان مدرسه : جنگجويان كوهستان

رفتن به پای تخته سياه : عمليات كركوک

بـيرون از مـدرسه : خارج از محدوده ۱۸ قـدم

نگاه دانش آموز به معلم : مي خواهم زنده بمانم

گرفتن تقلب ازدانش آموز: بازی ديگر تمام شد

تعطيلات مدرسه : روزهای خوش زندگی

گرفتن نمره ۲۰ : يك بار براي هميشه

امتحانات شهريور : شانس زندگی

اخراج از مدرسه : مهاجرت

كارنامه : آن سوی آتش

 زنگ زيست :راز بقا

مبصر : افعی

 تقلب : چشم هايم برای تو

دفتر مدرسه : منطقه ممنوعه

پنج شنبه : خانه دوسـت كجاست

بردن كـارنامه به خانه : خانه در آتش

كارنـامه تـجديدی : سالهاي دور از خانه

كيف مدرسه : مجـموعه ای براى نامه

مـستخدم مـدرسه : سوهـان روحـم

جـلسه دبـيـران : توطعه ای ديگر

انجمن مدرسه : ارتش سرى

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 23:2  توسط Anti-Boy  | 

این شعر کوچه هست كه يكي از آنتي پسرا ويرايشش كرده :d

بی نظر، مهتاب شبی باز از این وبلاگ گذشتی؟
همه تن چشم شدم،خیره به دنبل کل کل گشتم..
شوق دیدار تو لبریز شد از یاهوی مسنجرم
شدم آن انتی خالصی هستم که بودم

در یاهو مسنجرم ،آن لاین آیدی تو درخشید
یاهو صد خاطره خندید
تو صد خاطره گرخیدی

یادم آمد که شبی کل چتی با تو داشتم
پر گشودمو به آنتی خالص ها پیوستم
خالی بستی، زدم رو دستت
انکار کردی، زدم تو دهنت
دیدی جوابی نداری گرخیدی رفتی

من همه محو ناز شصتم
وبلاگم کوبندهو توپ
کل کلام همه محبوب

خوشه کل فروریخته در آب
من میگم پسر=خر
تو میگی خر=پسر

یکی گفت
زندگی بس دشوارتر از کل
حرفشو کردم باور

گفت
کلویاهوو وبلاگو آی دی همه گذران است
همه دل داده به آواز کل چت

یادم آمد که دوستی به من گفت
در این کل کل حذر کن
لحظه ای چند بر پسر نظر کن
کلو آنتیو ویسی گذران است
تو که امروز نگاهت کله کل است
باش که فردا دلت در گرو این خران است
تا فراموش کنی چندی ازوبلاگ سفر کن

با او گفتم:حذر از کل؟ ندانم
سفر از وبلاگم هرگز نتوانم

روز اول که ولم به تمنای زدن وب کل پر زد
چو کبوتر لب بام بلاگفا نشستم

وبلاگ اولمو مسدود کرد،نه گسستم
باز اخطار دادوصیادی شدومن آهو
اما بازم نگریختم

حذر از کل ندانم، نتوانم

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 22:53  توسط Anti-Boy  | 

:با عضویت در گروه Naztarin شما روزانه جدید ترین عکس ها و موزیک را در ایمیل خود دریافت می کنید:

http://tinypic.info/files/xrrjhhehbueei2lteslc.gif سلام http://tinypic.info/files/xrrjhhehbueei2lteslc.gif

مزایای عضویت در گروه Naztarin

هر هفته 30 عدد شار‍ژ ايرانسل به قيد قرعه از طرف اسپانسرهاي گروه به شما عزيزان !

1.ارسال SMS مجانی به همه جا دنیا

2. شرکت در قرعه کشی اعضا گروه و دریافت جوایز نفیس از ما
3. دریافت عکس های خنده دار ؛ طبیعت و wallpaper
4. مطالب جالب و شنیدنی در مورد همه چیز
5. ارسال اخبار جدید ایران و جهان ؛ حوادث و اخبار ورزشی
6. ارسال جک و SMS های زیبا و شنیدنی
7. هرشب دریافت موزیک و موزیک ویدیو جدید و زیبا

پس منتظر چی هستید؟؟؟؟؟



http://www.noghosh.com/group/
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 18:9  توسط Anti-Boy  | 
واقعا تاسف باره

اي كاش ميتونستم برم اونجا خداي از جون خودم ميگذشتم و با يه بمب ميرفتم تو مقر اين اسرائيليا و ميكشتمشون.

خداي ايران خوب كمك ميكنه اما مصر نامرد راه و بسته.

ما كه كاري از دستمون بر نمياد اما بهتره باهاشون همدردي كنيم.


GHAZA=USA & ISRAEL


بقيه تصاوير در ادامه مطلب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 14:50  توسط Anti-Boy  | 


پسرا ژل می زنن به اون موهاشون.............

عینک می زنن به اون چشاشون

اوا خاک بر سرشون

کروات می زنن اون خوشگلاشون................

واسه دوست دختراشون

اوا خاک بر سرشون

کلاستور می زنن زیر بغلاشون..............

یه کت می پوشن قد باباشون

اوا خاک بر سرشون
یه جفت کفش می پوشن زشته براشون..........

یهو ریش می ذارن نوک چونه هاشون

اوا خاک بر سرشون

خانم های عزیز بقیشو اگه تونستید شما ادامه بدید

بعضی از پسرا حرصشون گرفته مورچه گازشون گرفته

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 23:20  توسط Anti-Boy  | 
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:22  توسط Anti-Boy  | 


عقب مونده های قرن
دختر:امروز عصابم خیلی خورده اصلا" نمیتونم تو خونه بمونم

پسر:قربونت برم میخوای بیام دنبالت ببرمت بیرون یه دوری بزنیم؟
دختر:آره بریم
پسر:باشه پس بزار من یه زنگی به .....(دوستش) بزنم اگه جور شد اونم بیاد
دختر:باشه پس منم به دوستم میگم ببینم میتونه با ما بیاد
پسر : کدوم دوستت؟
دختر:......
پسر:اه نه من از اون خوشم نمیاد دخترهء .......
دختر:باشه پس من منتظره تماستم
پسر:باشه خداحافظ
تو این فاصله دوست دختر دیگه پسر زنگ میزنه
دختر: سلام عزیزم خوبی؟ ببین من الان تقریبا" نزدیکه توام با چندتا از بچه هام داریم میایم دنبالت زود آماده شو
پسر:با کدوم دوستاتی؟
دختر:...... ..... ...... ......
پسر:ایول چه حالی بده باشه چند دقیقهء دیگه اینجایی؟
دختر:نیم ساعت دیگه
پسر:باشه پس من برم حاضر شم bye
نیم ساعت بعد پسر آماده منتظر gfدومش که گوشیش زنگ میخوره از خوشحالی به شماره نگاه نمیکنه گوشی رو ور میداره
پسر: جونم اومدم عزیزم
gfاولش پشت خطه
دختر:سلام
پسر:e تویی؟
دختر:هر چی منتظر شدم زنگ نزدی خودم زدم جایی میخوای بری؟
پسر:آره ..... ( دوستش ) زنگ زد باید برم پیشه اون تو اگه دوست داری میتونی با همون دوست ..... بری بیرون فقط زود برمیگردی خونه فهمیدی؟
دختر:ولی من میخوام امروز با تو باشم
پسر: ای بابا میبینی که یه کاره فوری پیش اومده مجبورم برم حالا این همه وقت یه روز دیگه میریم باشه؟
دختر:باشه پس منم نمیرم اگه زود اومدی بهم زنگ بزن میخوام باهات حرف بزنم
پسر:اگه تونستم قول نمیدم من دیگه برم فعلا" bye
بعد پسر با gf دومش میره بیرون و کلی هم خوش میگذره انقدر که اصلا" یادش میره ........
پسرا فقط يه خاصيت دارن اون اين كه مثه خر سواري ميدن.و صداشونم در نمياد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:3  توسط Anti-Boy  | 

ما هم رفتني شديم اما نه براي هميشه

فردا آخرين روزيه كه آنلاين ميشم و اين ميره تااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا   يكي دو ماه ديگه و اين بين هفته اي يه بار كمتر از دو ساعت آن ميشم و بعد دو ماه يك هفته 24 ساعته آنلاين ميشم باز اين رفت تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا يك ماه ديگه به همي شكل تا .....................  چند ماهي ديگه

هم بايد به امتحاناتم برسم كه شروع شده و ميخوام حداقل سال اول نمره هام عاليه باشن نه فقط قبول شم و ميخوام كنكور دوباره شركت كنم .

حلالتون ميكنم ناراحت نشين

اين وسط كسي ادعا نكنه كه روشو كم كردم و ...... نشنوم جاي كسي چيزي گفته و گرنه طرح جمع آوري ارازل و اوباش 1 و 2 رو كه ديدين. ههههههههههههه من دوباره بر ميگردم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:7  توسط Anti-Boy  | 


مثل گوسفند هستند هر وقت بخواي ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري!
مثل زالو هستند وقتي به پدر و مادرشان ميچسبند خونشان را ميمکند!
مثل جغد هستند هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن.
مثل زنبور هستند 24 ساعته دور گلها(دخترخانومها)ميگردن و صداي وز وزشون همه رو کلافه ميکنه!!!
مثل سگ هستند ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن!!!!!!!(نکته کنکوري!)
مثل الاغ هستند براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي...
مثل سوسک هستند تنها تو جاهاي کثيف ميتوني پيداشون کني...
مثل جير جيرک هستند شبها رختخوابشون شروع به جير جير ميکنه.....!!!
مثل عنکبوت هستند هر جا ميرن چترشونو باز ميکنن!
مثل قورباغه هستند زبانشون از قدشون درازتره!
مثل کلاغ هستند خيلي زشتند اما به چيزاي قشنگ(دختر خانمها) علاقه زيادي دارند!
مثل خروس هستند اونقدر سر و صدا ميکنند که همه توجهشون جلب بشه...
مثل کفتار هستند هم نفرت انگيز هستند هم موذي هم منفعت طلب هم ترسو!

و در آخر...پسرهاي امروزي مثل کرم تينيا ساژيناتا هستند هيچوقت و در هيچ شرايطي نميتوانيد با آنها زندگي مسالمت آميز داشته باشيد!!!

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 23:28  توسط Anti-Boy  | 

اعتماد به نفس كاذب در پسران!!

اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوست‌پسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.

علايم اين بيماري:

1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.

2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.

3- تکرار جمله‌ي «هوش پسران بيش ازدختران است».

4- ايستادن زياد رو به روي آينه.

5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

6- مخالفتهاي پي در پي.

7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.

8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)

9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

10- خواندن کتابهايي از قبيل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟

انرژي درماني

تقويت اراده در ۲۰ روز

من بهترينم

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 20:29  توسط Anti-Boy  | 

سلام بچه ها

يه بچه ي يه بلاگ كپي بلاگ من زده تا به قول خودش حال بيگيره اما مهم نيست كه مثه ميمون تقليد كرده فقط خواستم بگم تا بدونين بلاگ من نيست و آدرسش اينه http://antiboyes.blogfa.com/

البته شايد اوني نباشه كه من فكر ميكنم اما به هر حال هركي هست حتما خيلي خوشحال شده كه مثه ميمون تقليد ميكنه.

و به اين دوست جديد تبريك ميگم

(اگه كمكي خواستي بگو يه مطلبي رو خواستي كپي كني خلاصه تعارف نكن.)دست گلت درد نكنه كارمو راحت كردي ميخواست يه بلاگ ديگه بزنم وقت نداشتم ايووووووووووووووووول

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 18:51  توسط Anti-Boy  | 
جواب كامنت يكي از اين جوجه هارو اينجا ميدم شايد حرف بعضيا باشه.محسن

اصلا میدونی مرد یعنی چی؟؟

یعنی حرف رو حرفش بیاری اول با کمربند سیاهو کبودیو بعدم خونه بابات!!!
مهریتم واسه ما که مایه داریم مهم نی!!
سکه هاتونو پرت میکنیم تو صورتتونو فرداش یه زنه دیگه و یه زندگی دیگه!!
شماها چی!!!
مثه موش آزمایشگاهی اید واسه ما مردها!!
اگه میگیم عزیزم دوستت دارم منظورمون اینه که کثافته آشغال ازت متنفرم!!
مرد یعنی غرور!!
مرد یعنی بدون آرایش زیبا!!
مرد یعنی زندگی!!
مرد یعنی مرد!!!
تو هم که آنتی پسری چرا انقد با مردا میکلی!!
برو با همون دخترای زشتو کودک بشینین بازیتونو بکنین تا یکی بیاد خواستگاریتونو بعد برید خونش حمالیو بعدم چندتا فحشو کتکو دوباره خونه باباتونو بازی با آتاری!!
برو عزیزه من!  آنتي پسر :من اصلا دوس ندارم شوهر كنم چون از بچه و بچه داري (منظورم مردا هستن مرداي اين دورو زمونه همه بچه مسلك هستن)خوشم نمياد و از آدماي ضعيف متنفرم كه مردا اكثرا ضعيف هستن.
برو هنوز واست زوده بچه جان!!
بزار ریش سیبیلت در بیاد بعد بیا !!!
برو دیگه باز وایساده!!
چخه!!
[شیطونک][شیطونک]


ادامه:دخترا همیشه جنس ضعیف بودنو هستند!!
باید انه بچه بشورن!!!
به بچه شیر بدنو شیر بریزه رو لباسشونو تمیز کنند!!
باید به بچه غذا بدنو بعد دوباره...
باید هر روز ظرف بشورنو جارو بزننو حمالی کننو ...
ولی مردان که پشت میز کامپیوتر از صبح میشیننو از مغزشون استفاده میکننو پول در میارن تا شبو شبم که رسیدن خونه زن جلوشون خمو راست میشه تا موقع شامو اگه شامشون بد باشه و مورد تایید مردا قرار نگیره که کارشون ساختستو اگرم خوب باشه که شانس اووردنو بعدم مرد جوراباشو پرت میکنه تو صورته زنو میگه اینا رو واسه فردا که میخوام برم سره کار بشورو خودشم میره بخوابه!!
شما هم بعد از شستنه اون جوراب بد بو و ریقه بچتون که جدید ریقیده میریدو میخوابیدو صبحم باید زودتر از مرد پاشیدو صبحونه درست کنیدو انه بچه بشوریدو مردو آروم بیدار کنید بره سره کارو لباساشو حاضر کنیدو کفششو واکس بزنید!!!
این روزه کاری شما زنهاست!!
فهمیدی چقد بدبختید؟؟؟
......................................

ايناي كه تو گفتي مال عهد دقيانوسه بچه جون از توهمات بيا بيرون نسل ماها اين مردان كه كتك ميخورن و زندگي ماها اينه:حرف اول و آخر رو زن ميزنه جرات داري رو حرفش حرف بزن تا به بدترين شكل از خونه پرتت كنه بيرون .

زن صبح بيدار ميشه و شوهرش ميگه عزيزم صبحونه آمادست بعد خانوم صبحونشونو ميخورن و ميرن دنبالكارشون يا شاغل هستن يا با دوستاشون قراره برن خريد و ..... . مرد يه دستي به خونه ميكشه و ناهار رو صبح آماده ميكنه و ميره سر كار اگه اداري باشه ريسه ميگه كجا بودي هزار تا دروغ سر هم ميكنه و شب مياد خونه ميگه عزيزم غذا خوب بود زنه چهارتا فحش ميده ميگه حالم بهم خورد با اين غذا درست كردنت فردا ميري يه كلاس آشپزي فهميدي؟؟؟؟

وااااااااااااااااااااي بچه كجاست؟(زنه ميگه) و بعد شوهر عزيزم پيش خواهرمه الان ميرم دنبالش و تا صبح مرد بايد بچه داري كنه و..... .

و اگه مرد نفس بكشه خانومش ميگه خفه يا طلاقت ميدم و مهريمم تمام و كمال ميخوام(آخه حق طلاق با خانوماست)و با مهريه سنگيني كه داره بدبختت ميكنه.هرچقد هم پولدار باشي.


و قبلا هم گفته بودم دخترا جنس ضعيف هستن فقط از نظر جنسي اما قدرت تفكري كه دارن صدتا قدرت جسماني مرد رو حريفه و مردا فقط از نظر جسماني قوي هستن مثلا خر ، گاو و... اينام هيكل دارن زور دارن خر چقد بار ميكشه.

خلاصه هرچي خر حماليه افتاده پاي مردا و رياست و نشستن با زناست خانوم ناخوناشو سوهان ميكشه و ميگه عزيزم اون بچه رو ميشوري مرد ميگه چشم عزيزم تو جون بخواه من غلط كنم ندم.


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 13:21  توسط Anti-Boy  | 


یك پسر كوچك از مادرش پرسید: چرا گریه می كنی
مادرش به او گفت : زیرا من یك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمی فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می كند
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به یك مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می كنند
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را می داند .او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می كنند؟
خدا گفت زمانی كه زن را خلق كردم می خواستم كه او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او راآن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بكشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد كه به بقیه آرامش بدهد
من به او یك نیروی دورنی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش راداشته باشد ووقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد
به او توانایی دادم كه در جایی كه همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود . به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی كه مریض یا پیر شده است بدون این كه شكایتی بكند
به او عشقی داده ام كه در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش كند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد.به او این شعور را دادم كه درك كند یك شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می كند وبه او این توانایی را دادم كه تمامی این مشكلات را حل كرده و با وفاداری كامل در كنار شوهرش با قی بماند
و در آخر به او اشك هایی دادم كه بریزد .این اشك ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی كه به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشك می ریزد
خدا گفت : زیبایی یك زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست ، ودر قلب او جایی كه عشق او به دیگران در آن قرار دارد

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 15:14  توسط Anti-Boy  | 

سلام برو بچ

عيد همتون مبارك چه دخترا چه پسرا

همزمان با عيد قربان دلت را قرباني محبت ،عشق ،صميميت و مهرباني من کن.

به حرمت آفريده شدن اولين گوسفنده آسماني که جان حضرت اسماعيل را نجات داد 7 مرتبه با صداي بلند بگو بع بع

يک شاخه گل سپيد تقديم تو باد .. رقصيدن برگ بيد تقديم تو باد .. تنها دل تنگيست سرمايه ي من .. آن هم شب پاک عيد تقديم تو باد .. عيد مبارک

      


عیدتون مبارک

اينم به زبان كردي


 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 14:18  توسط Anti-Boy  | 
اينم از مرداي بي جنبه كه مسايل كارشونو با زندگي قاطي مي كنن

...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:49  توسط Anti-Boy  | 


اين عكسي از محتويات مغز خانوم هاست كه علم پزشكي تاييدش كرده.

----------------------------

يه پسر كوچولو اين كامنت رو گذاشته بود:

علم پزشکی میگه مغز انسان به دو قسمت تقسیم میشه و عقلو تفکر سمته چپه!!

تو وسط گذاشتیش!!! پس معلومه این شکل چیزی خیالی بیش نیست!!!


همينجا جوابشو ميدم به هر حال اين سوال واسه هر بي خردي پيش مياد

عقل و تفكر زن بيشتر سمت چپه اما چون عقله زيادي داره جا نشده و به وسط هم كشيده شده اينو من نميگم علم پزشكي گفته.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:45  توسط Anti-Boy  | 

سلام دوستان 

باعث افتخاره هم من هم خودتونه اگه اين بنر رو بزارين توي بلاگتون واسم آمار و بازديد مهم نيست اما چه بهتر كه واقعيت رو به گوش همه برسونيم.

برو بچي كه ميخوان در خدمت جامعه باشن اين بنر رو تو بلاگشون بزارن و به ديگران هم معرفي كنن.

و پسراي كه ادعاشون ميشه و فكر ميكنن مطالب اين بلاگ چرته و دروغ حتما بنر رو بزارن تا ثابت كنن بهشون زور نداره.

تا بعد كه وقت كنم يه بنر بهتر بسازم. 

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1228773361.gif

مرسي


 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 13:53  توسط Anti-Boy  | 





عشق كامپيوتر
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 20:58  توسط Anti-Boy  | 
اينم جندتا عكس توپ 
            

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 20:44  توسط Anti-Boy  | 



اين عكسي از تظاهرات دختران بود كه گفتن ما شوهر نميخوايم چون حوصله بچه داري نداريم و با مردها بايد مثه بچه برخورد كرد.

اين عكس ويرايش شده http://antidokhtarha.blogfa.com/post-10.aspx  و به اين شكل تو بلاگاست مدير يكي از همين بلاگها كامنت گذاشته بود و منبع ذكره كرده انگار جايزه ميدن منم لينكشو گذاشتم كه عكس اديت شده رو تو بلاگش ببينيد و يه ورودي بگيره و آمار بلاگش يكمي بالا بره.البته بيشتر اينو گذاشتم كه واقعيت تحريف شده رو ببينيد.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 13:12  توسط Anti-Boy  | 

http://www.city2p.co.cc/persianfaz/asheghane/3/f0suv7.jpg

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور  آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن  به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

http://www.city2p.co.cc/persianfaz/asheghane/3/6.GIF




حتما براي ديدن تصاوير به ادامه مطلب برويد








ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:52  توسط Anti-Boy  | 
منتی آراس:
اگرم از سوال جواب دادن خوشت میادبگو ببینم چرا این مردان که همیشه تو انتخاب زنا دست و بالشون باز تره؟
-------------------------------
آنتي دختر :
از سوال جواب دادن خوشم نمياد اما تو رو نميخوام بي جواب بزارم چون سوالاتت عموميه و مال همست.
كي اينو گفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اتفاقا اين دختر ها هستن كه دست و بالشون بازتره ولي مردا نه، انقد خرن تا كسي رو ميبينن عاشق ميشن بعد عروسي ميگن چه غلطي كرديم و قرار نيست هر دختري كه بهتون نگاه كرد و جواب سلامتون داد بگين اينم ميتونه يكي از انتخاباي من باشه.چون 150% اون دختر شما رو جزو انتخاباش در نظر نميگيره و شما اكثر احساس ميكنيد دستتون بازه اما كاملا در اشتباه هستين و حتي نميتونين اون شخصي رو كه ميخواين انتخاب كنيد ون در مورد دخترا هيچي نميدونيد هر چقد كه باهاشون در ارتباط باشين و ادعا كنيد اما يه دختر برعكس پسرا رو خوب ميشناسه و ميتونه انتخاباي بيشتري داشته باشه
اينا از نظر روانشناسي ريشه داره و چون تو مخ اكثرتون نميگنجه از حرف زدن به اون شكل و ادامه دادن خودداري ميكنم.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 19:35  توسط Anti-Boy  | 
يه سري پستارو لازمه هر چند وقت بلا آورد كه اين يكي از اوناست.

نسبت زنای مفید(شاعر,مخترع,فرهیخته و....) به مردای مفید چقدره؟

مسلما تعداد زن ها بيشتره اماااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟ چرا بيشترين اسم هاي ثبت شده مطلق به مردهاست؟؟؟؟؟؟؟
دليلش اينه: زنها زمانهاي قديم اختراعات و اكتشافات زيادي داشتن اما به علت زورگوي مردها و سر به زيري زنها اختراعات و اكتشافات خانومها توسط شوهراشون سلب ميشد.و اونهام نميتونستن كاري كنن. ولي در اصل بيشترين اختراعات و اكتشافات مال زنهاست.علم ثابت كرده اينا از عهده مرد خارجه.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 9:0  توسط Anti-Boy  | 



 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 17:30  توسط Anti-Boy  | 

موجود عجیب الخلقه

كشف لاشه یك حیوان عجیب آبزی در سواحل نیویورك باعث تعجب دانشمندان شد.

بر اساس این گزارش به نقل از دیلی تلگراف، این موجود وحشتناك احتمالا قرنها در قعر اقیانوسها زندگی كرده است.
محققین می گویند: هیچ انسانی تا به حال نظیر این موجود را ندیده است.

گفتنی است لاشه این حیوان عجیب ماه گذشته در سواحل نیویورك یافته شده بود.

این حیوان بدنی بدون مو و پوستی چرم مانند با دندانهایی تیز و چیزی شبیه یك منقار دارد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 14:54  توسط Anti-Boy  | 

 پسرا از بچگی .....

لقمه گنده تر از دهنشون بر میدارن  تو مسائلي که بهشون ربط نداره فضولي ميکنند
که توی گلوشون گیر میکنه  ( پا تو کفش بزرگترها ميکنند )


هنوز دهنشون بو شير ميده که عاشق ميشن (به جاي شيرخشک، شکست عشقي ميخورند)
اونوقته که ميرن سراغ سيگار و...  بزرگترين آرزوشون اينه که دختر باشند (چه غلطا)
 

تا چشمشون به يه دختر ميفته برق 220 ولت دنبال زن ميگردن ولي چون هنوز شبها رختخوابشون
ميگيرشون ( بعد براي حفظ آبرو ميگن رو خيس ميکنن کسي بهشون زن نميده اونوقته که
مدل موهامون فَشن ِ) ماهيت اصليشونو نشون ميدن

اين قضايا در سنين بعد هم در مورد پسرها صدق ميکنه
( البته با اين تفاوت که در هر مرحله شدت آن بيشتر ميشود
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 21:45  توسط Anti-Boy  | 

نامناسب بودن همه ی مردها آشکار نیست. ممکن است زنی با مردی آشنا شود و قبل از اینکه بفهمد این مرد مناسب او نیست، به او علاقه مند شده و ازدواجی زود هنگام و بدون تحقیق و تفکر انجام گیرد که پایانی خوش نخواهد داشت.
اگر هنوز در سنین بیست سالگی هستید و نمی‌توانید از برخورد و آشنایی با خواستگارانی که در این مطلب برایتان معرفی می‌کنیم، مقاومت کنید، چندان اشکالی ندارد، آشنایی شما برای کسب تجربه چندان هم بد نیست. اما اگر به دنبال شریک ازدواج هستید، وقت خود را در ارتباط با مردهایی مثل اینها که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم تلف نکنید. البته ممکن است این مردان در نگاه اول معقول به نظر بیایند، و حتی دوستتان هم بدارند (البته به طریق خودشان)، اما مطمئن باشید که هیچوقت با شما ازدواج نخواهند کرد. اگر به دنبال ازدواجی بادوام هستید و با یکی از انواع مردهای زیر آشنا شده‌اید، سریعاً رابطه تان را قطع کنید.
 
مردانی که به شما پاسخ نمی‌دهند!
اگر با مردی صحبت می‌کنید و قصد آشنایی با  و او به طریق معمول به سؤالات و صحبت‌های شما پاسخ نمی‌دهد، دیگر به او فکر نکنید. این آدم ممکن است عصبی باشد یا اصلاً از شما خوشش نیامده باشد. البته علت حرف نزدن یا جواب ندادن‌های او اهمیت چندانی هم ندارد. 

 
مردانی که می‌خواهند سوپراستار شوند!
مردانی که می‌خواهند سوپراستار شوند (حال در عرصه‌های مختلف) اصلاً موارد خوبی برای ازدواج به حساب نمی‌آیند. رویای ستاره شدن، هر علاقه ی دیگری را در زندگی عادی و زندگی زناشویی آنها از بین می‌برد.
بدتر از همه اینکه، عاقبت زنی که چنین مردی را در راه رسیدن به رویایش یاری کند، بسیار دردناک است: پاداش ستاره شدن، رسیدن به انواع و اقسام زن‌ها و دخترهای زیبا و جذاب است.
همیشه همینطور بوده است. مردها در هر عرصه ای که معروف شوند، چه سینما، چه سیاست، تجارت یا هر رشته دیگری، زنان بخشی از پاداش و درآمد آنها هستند. زنان زیادی دور این آدم‌های موفق چرخ می‌زنند و آماده ی انجام هر خدمتی برای آنها هستند!!
اما اکثر خانم‌ها این واقعیت تلخ را فراموش می‌کنند. من همیشه از تعداد زیاد تلفن‌های خانم‌هایی که فکر می‌کنند مرد زندگیشان فلان هنرپیشه یا خواننده مشهور است، در عجبم، آنهم نه به عنوان قهرمان رویاهای زندگیشان، بلکه به عنوان شوهر!!
 
مردان متاهل
این دسته از مردان که وضعیتشان معمولاً مشخص تر از سایرین است، اما با این وجود باز هم زنان زیادی برای مشاوره به من مراجعه می‌کنند و می‌گویند که عاشق یک مرد متاهل شده اند و از این قبیل مشکلات! این مسئله ممکن است برای هر کسی در زندگی اتفاق بیفتد. من خودم به شخصه فکر می‌کنم اگر از این دسته از مردان دوری شود، ریشه بسیاری از مشکلات در زندگی شما حل می‌شود.
مردان متاهل معمولاً ترفندهای زیادی برای به دام انداختن شما دارند. در شروع آشنایی ممکن است به شما بگویند که "فقط کمی متاهل هستند!!" اگر شما برخورد مثبت از خود نشان ندادید، سعی می‌کنند شما را با هزار و یک دلیل قانع کنند و معمولاً می‌گویند که با همسرشان تفاهم ندارند و یا همسرشان آنها را درک نمی‌کند، یا سالهاست که با او رابطه عاطفی مطلوب نداشته‌اند و فقط منتظر این هستند که بچه‌هایشان ازدواج کنند تا از هم طلاق بگیرند.
شما نباید هیچ یک از این حرف‌ها را باور کنید. حتی ممکن است بعضی از آنها به دروغ به شما بگویند که مجردند. شما از کجا ممکن است پی به دروغ آنها ببرید؟ البته راه‌ها و نشانه‌های زیادی وجود دارد. چنین مردی هیچوقت شماره تلفن خانه اش را به شما نخواهد داد. روزهای تعطیل و آخر هفته‌ها هیچوقت با شما نخواهد بود.


مردی که به تازگی از زن قبلی جدا شده است!
این مرد هم ممکن است متاهل باشد، چون هنوز عمیقاً به همسر یا نامزد قبلی اش وابسته است. این مرد که به تازگی از همسر یا نامزدش جدا شده است، اصلاً موقعیت یا روحیه ی مناسبی ندارد که شما لایق آن باشید.
قلب این مرد شکسته است. هنوز هم به برگرداندن و زندگی با زن قبلی فکر می‌کند. از فکر اینکه ممکن است آن زن با مرد دیگری رابطه داشته باشد دیوانه می‌شود.  دلش به حال بچه‌هایش می‌سوزد، برای خانه ای که از دست داده متاسف است و نگران این است که چطور می‌تواند همه ی این چیزها را دوباره بسازد. او اصلاً برای دوباره عاشق شدن آمادگی ندارد. مدت زمان زیادی باید بگذرد تا او این آمادگی را به دست آورد.
او ممکن است هرقت که شما بخواهید با شما قرار بگذارد، اما مطمئناً هیچوقت از ساعاتی که کنار او می‌گذرانید لذت نخواهید برد. مهم نیست کجا بروید یا چه چیزی به یکدیگر بگویید، همه ی کارهای او نشانی از زندگی گذشته اش خواهد داشت.
چنین مردهایی همیشه به دنبال زنانی هستند که بتوانند موقتاً خلاء زندگی آنها را پر کنند. این زن‌ها فکر می‌کنند که با نزدیک شدن به آن مرد و برقراری رابطه صمیمانه قادر خواهند بود در آخر کار آن مرد را از آنِ خود کنند، اما معمولاً چنین نیست.
این مردها بعد از گذشت چند مدت بهبود می‌یابند، و اولین کارشان هم پس از بهبودی رفتن به سراغ زن‌های جدید خواهد بود، زنانی جالب و جذاب که فکر زن قبلی را به کلی از ذهنشان محو کند. اگر احساس می‌کنید که به مردی که تازه از همسر یا دوست دخترش جدا شده علاقه مند شده اید، اجازه بدهید او این دوره نقاهت را با تفکرات خود بگذراند و شما از دور اوضاع را بررسی کنید تا شاید بعد از بهبودی توانستید در این مورد با هم مذاکره کنید.
 
مردان پس از اتمام بحران طلاق و جدایی
این همان مردی است که دوره نقاهت جدایی از همسر را پشت سر گذاشته است. حال که زخم‌هایش بهبود یافته اند، می‌خواهد جبران زمانی که از دست داده را بکند. یک ماشین اسپرت می‌خرد، اگر موی سفیدی در سرش ببیند رنگ می‌کند و کمی هم به سرو وضع لباسهایش می‌رسد. یعنی خود را برای آشنایی‌های جدید و یک زندگی جدید کاملاً آماده می‌کند.
یک مشخصه مهم این آدم‌ها این است که فقط با زنانی قرار ملاقات می‌گذارد که حداقل 20 سال از خودش جوانتر باشند. اگر مرد میانسالی که فکر می‌کنید به او علاقه دارید را با دختر جوانی دیدید باید بدانید که: (1) آن خانم دخترش نیست! (2) هر دفعه که او را می‌بینید احتمالاً با دخترهای جوان مختلف خواهد بود. (3) دوستانش هم نگرانش هستند که چطور از خودش یک احمق می‌سازد. (4) او اصلاً توجهی به حرف‌های بقیه ندارد.
اگر هنوز هم به چنین مردی علاقه مند هستید باید بدانید که بعضی از این موارد پس از بحران، حداقل بیست سال به طول می‌انجامد.
 
مردان تنبل و بیکاره
چنین مردی هیچ وقت قبض‌هایش را پرداخت نمی‌کند، نمی‌توان به او تکیه کرد و وقتی هم صحبت به ازدواج می‌کشد، همیشه شما را ناامید می‌کند. زندگی این مرد آنقدر با بدبختی همراه است که نمی‌تواند آن را با کس دیگری هم شریک شود.
اکثر اوقات خانم‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند این مردها را اصلاح کنند و از آنها شوهرهایی ایده آل و کامل بسازند. اما اصلاً اینطور نیست. این  مردها معمولاً به مواد مخدر، الکل، قمار و ... رو می‌آورند و اگر هم وارد این مسائل نشوند، آنقدر وعده و قول الکی به شما خواهند داد که خسته تان خواهند کرد. یکی از این وعده‌ها هم وعده ازدواج با شما خواهد بود!
 
مردان همیشه مجرد
این مردها در نگاه اول بسیار معقول و مناسب می‌رسند. اوضاع زندگیشان معمولاً بینقص و عالی است و همه چیز سر جای خودش است. خانه ی عالی، اتومبیل عالی، خدمتکار و...فقط شما را کم دارد که بانوی آن خانه شوید. این همه ی رویایی است که در سر دارید.
اما فراموشش کنید. ممکن است خانه و دارایی‌های او به نظر عالی بیاید، اما خودِ او چنین نیست. قرار گذاشتن با او ممکن است جالب و مفرح به نظر آید، اما برای ازدواج فقط یک سراب است. چنین مردهایی به هیچ عنوان حاضر نیستتند که استقلال خود را که به این سختی حفظ کرده اند را به این آسانی از چنگ بدهند. دوست ندارند که کسی روال عادی زندگی آنها را مختل کند، از بچه خوششان نمی‌آید، هیچوقت وعده ی ازدواج به کسی نمی‌دهد، بالای چهل سال دارد و هیچوقت با هیچ زنی زندگی نکرده است. هیچ چیز نمی‌تواند این رویه ی سفت و سخت را برهم بزند. پس وقتتان را تلف نکنید، تغییر دادن این مرد به این آسانی‌ها نیست و تقریباً غیرممکن است. نباید منتظر معجزه بنشینید.

با این وقت تلف کننده‌ها چه کنیم؟
دوست دارید بدانید که با این مردان که بودن با آنها فقط وقت تلف کردن است چه باید بکنید؟برای بهبود زندگی آینده‌تان چه کاری می‌شود انجام داد؟


1. هر نوع خیال و رویا که برای تغییر دادن او در سر دارید را دور بریزید.
2. اگر به نظرتان مرد جذابی است، با وجود همه ی ویژگی‌های نامناسبی که در بالا ذکر شد، سعی کنید مدتی خود را دور نگه دارید تا بتوانید منطقی تصمیم بگیرید.

البته با گذراندن وقتتان با این وقت تلف کننده‌ها، حداقل از خطر ازدواج‌های توام با شکست محفوظ خواهید ماند. همیشه یادتان باشد، این مردها هیچکدام هیچوقت با شما ازدواج نخواهند کرد. بعضی از آنها ممکن است آنقدر بد باشند که نشان دهند که دوستتان دارند و عاشقتان هستند و شما را وارد گرداب بدبختی کنند. پس هوشمندی خود را به خاطر احساسات کنار نگذارید.

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 15:52  توسط Anti-Boy  | 

اين پست بلاگ يكي از دوستانه ازم خواست تو بلاگ بزارم

حتما عضو شيد.

www.bia2kal-kal.blogfa.com
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 18:50  توسط Anti-Boy  | 
يه سري از پست ها خارج از موضوع وبلاگ اما چون جالبه ميزارم تا فيض ببرين.

این هم یک کیلیپ جالب و باور نکردنی از انداختن یک تخم مرغ به درون یک بطری که خیلی تنگتر از قطر تخم مرغ هست
همون طور که در تصویر مشاهده می کنید انجام این کار بدون شکستن تخم مرغ غیر ممکن به نظر می رسه ولی در این کیلیپ بدون حتی کوچکترین آسیبی به تخم مرغ این این کار انجام میشه
اگه دوست دارید به راز این کار پی ببرید حتماً کیلیپ رو ببینید...




ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:23  توسط Anti-Boy  | 

سرگذشت شگفت‎انگیز دختری كه شاهد مراسم تدفین خود بود

آیا كسی را می‎شناسید كه شاهد فیلم مراسم خاكسپاری خود باشد و احساس خود را از دیدن‎ احساسات حاضران و حرف‎های آن‎ها بیان كند؟
احتمالاً ویتنی كریك بیست و یك ساله‎، تنها شخص زنده در تمام دنیاست كه این تجربة خارق العاده‎ را پشت سر گذاشته‎! هر چند، حتی او هنوز هم با گذشت دو سال نمی‎تواند كلمات دقیقی برای بیان‎ عواطف خود در مورد این ماجرای عجیب پیدا كند، اما او كسی است كه به نوعی از عالم مردگان‎ بازگشته‎.
یكی از روزهای تابستان سال گذشته‎، ویتنی كنار پدرش در اتاق نشیمن خانه‎شان كنترل ویدئو را در دست گرفت و با حسی دوگانه به تماشای مراسم تدفین خود نشست و آنچه را كه عزیزانش در مورد زندگی كوتاه او گفته بودند، شنید.
بیش از هزار و چهارصد نفر در كلیسای شهر كالدوینا جمع شده بودند تا با وی خداحافظی كنند و به‎ خانوادة داغدارش كه دختر نوزده سالة خود را از دست داده بودند، تسلیت بگویند. هیچ یك از حاضران‎، هرگز تصور نمی‎كرد روزی ویتنی با چشم‎های خودش تمام این مراسم را ببیند. او با ترس و اندوه به صحبت‎های دوستانش گوش داد. آیا آن‎ها واقعاً درباره‎اش صحبت می‎كردند؟ آیا او توانسته بود تا این حد برای اطرافیانش عزیز باشد؟ غصة عمیق مادر و پدر و خواهرش دربارة آرزوهایشان و روزهایی‎ كه نتوانسته بودند در كنار هم ببینند، اصلاً راحت نبود. ویتنی آرزو می‎كرد هر چه زودتر فیلم تمام شود و مطمئن بود تا آخر عمر دیگر سراغ این نوار نخواهد آمد.
شاید تمام این ماجرا از دید یك ناظر بیگانه‎، داستانی خیالی و سرگرم كننده باشد، اما ویتنی و خانواده‎اش با این كابوس واقعی زندگی كرده‎اند. در واقع یك اشتباه در تعیین هویت باعث شد تا پس از تصادفی سهمگین‎، تنها بازماندة حادثه درست شناسایی نشود و با هویت یكی از همكلاسی‎های‎ مقتولش به بیمارستان منتقل گردد.
در بهار سال 2006 پنج دانشجو به همراه استاد خود به سفری تحقیقی می‎رفتند كه تصادف با تریلی‎ آن‎ها را به كام مرگ كشید. تنها بازماندة حادثه‎، دختر جوانی بود كه به دلیل آسیب‎های شدید وارده به‎ جمجمه‎اش امكان شناسایی‎اش وجود نداشت‎. وجود كیف پولی در نزدیكی دختر باعث شد تا او را به‎ عنوان لورا ون رین ـ بیست و دو ساله ـ شناسایی كنند. و لی در واقع آن دختر بیهوش‎، لورا نبود. او ویتنی‎ نام داشت و چند روز قبل وارد نوزدهمین سال زندگی خود شده بود.
در چنین تصادف‎هایی گاهی اشتباه‎، در تعیین هویت رخ می‎دهد ولی اغلب پیش از مطلع شدن‎ خانوادة مصدوم‎، هویت اصلی مشخص می‎گردد. اما در این مورد چنین نشد. خانوادة ون رین از شدت‎ جراحت‎های وارده و وخامت حال و ظاهر دخترشان چنان شوكه بودند كه نتوانستند واقعیت را بفهمند. تمام سر و صورت بیمار بانداژ شده بود با این حال می‎شد تشخیص داد كه چهره ورم شدیدی دارد. شاید بعضی‎ها بگویند كه چرا آن‎ها برای تعیین هویت مجروح از روش‎های علمی استفاده نكردند، اما واقعاً كدام خانواده‎ای در چنین شرایط بغرنجی می‎تواند به چیزی جز سلامت فرزند خود فكر كند؟
از سوی دیگر خانوادة كریك كه به آن‎ها گفته شده بود، دخترشان مرده‎، چنان اندوهگین بودند كه‎ چیزی در مورد جزییات تصادف نپرسیدند و به دلیل جراحت‎های شدید وارده‎، از دیدن جسد صرفنظر كردند. آن‎ها می‎خواستند همیشه چهرة سالم و شاداب دخترشان را به خاطر بیاورند و آن را مخدوش‎ نكنند. در واقع‎، هر دو خانواده در شرایط دشواری قرار گرفته بودند كه در اصل به آن‎ها تعلق نداشت‎. آنچه در روزهای آینده رخ داد، حتی حالا هم باور نكردنی به نظر می‎رسد. خانوادة ون رین پنج هفتة تمام‎ كنار ویتنی نشستند. و درحالی كه او را بچة خود می‎دانستند برای خروجش از كما هر كاری انجام دادند. دست‎های او را می‎گرفتند و مدام می‎گفتند كه دوستش دارند و آرزو می‎كنند هر چه زودتر پیش‎شان‎ برگردد. آن‎ها تمام نشانه‎های جزیی سلامت او را با دقت دنبال می‎نمودند و با درست كردن یك وبلاگ‎ توصیف ماجرا از همة مردم می‎خواستند برای بهبودی‎اش دعا كنند.
در همین حال‎، خانوادة كریك مشغول عزاداری بودند. آن‎ها ویتنی را ـ كه البته در واقع لورا بود ـ در میان انبوهی از گل‎های مینا و در جمع دوستان‎، اقوام و همكلاسی هایش به خاك سپردند و پوستری را كه هم دانشكده‎ای‎ها او به یاد زندگی كوتاهش طراحی كرده بودند به دیوار خانه‎شان نصب كردند. آن‎ها صدها كارت تسلیت و همدردی دریافت كردند و در كمد خود گذاشتند. هیچ كس نمی‎دانست كه روزی‎ ویتنی شخصاً تك تك آن نامه‎ها را خواهد خواند.
در بیمارستان روز به روز علائم حیاتی بیمار بهتر می‎شد. با اینكه او هنوز به هوش نیامده بود اما گاهی‎ كلمات نامفهومی بیان می‎كرد. خانوادة ون رین از شنیدن كلمة «هانتر» از زبان دخترشان بسیار متحیر بودن‎. آن‎ها هیچ كس را با این اسم نمی‎شناختند و طبیعتاً نمی‎توانستند بدانند هانتر نام گربة «ویتنی‎» است‎.
سرانجام دخترك از حالت كما خارج شد و وقتی دید او را با اسم لورا صدا می‎كنند، با اشاره خواست‎ تا كاغذ و قلمی در اختیارش بگذارند و سپس به زحمت كلمة باور نكردنی و ترسناك «ویتنی‎» را نوشت‎.
در آن نیمه شب آخرین روز ماه می‎، پرستار با عجله مسئولان بیمارستان را مطلع كرد و دو ساعت بعد، پس از بررسی سوابق دندانپزشكی همه مطمئن شدند اشتباه وحشتناكی رخ داده است‎. آن‎ها به منزل‎ والدین واقعی او تلفن زدند و به مادرش گفتند كه ویتنی زنده و در بیمارستان بستری است‎. كارلی دختر دیگر خانواده با شنیدن این خبر شروع به جیغ زدن كرد طوری كه مادر مجبور شد تلفن را قطع كند. آن‎ها تقریباً مطمئن بودند كسی خواسته اذیت‎شان كند با این حال حاضر شدند به بیمارستان بروند. كارلی‎ بعدها گفت آن چند دقیقه بدترین دقایق عمرش بوده است‎. وقتی سرانجام رسیدند، پزشكان بانداژهای‎ صورت بیمار را برداشتند. با وجود جراحات بدون شك‎، او ویتنی بود.
وقتی آن‎ها او را با نام ویتنی صدا كردند، دختر بستری كه به دلیل آسیب‎های وارده به ستون فقراتش‎ سراپا در بریس طبی قرار گرفته بود، تا جایی كه می‎توانست سرش را تكان داد و چند بار این كار را تكرار كرد. آن شب عجیب پدر خانواده‎، در سفر بود و كالین ـ مادر ـ به او تلفن كرد تا بگوید چه اتفاقی افتاده‎. اما قطرات اشك اجازه نمی‎دادند عددها را ببیند. سرانجام وقتی مكالمه برقرار شد، كالین گوشی را مقابل‎ دهان دخترش گرفت و او با صدای لرزانی گفت‎: «دوستت دارم‎، پدر». هیچ كس نمی‎توانست این لحظات‎ عجیب را باور كند!
اما عمر این سرخوشی بسیار كوتاه بود. در همان زمانی كه خانوادة كریك به دوستان و اقوام‎ شگفت‎زدة خود می‎گفتند معجزه‎ای فرزندشان را برگردانده‎، خانوادة ون رین با وجه دیگری از این ماجرا دست و پنجه نرم می‎كردند: «زنده بودن ویتنی به این معنا بود كه دختر دلبند آن‎ها پنج هفته قبل از دنیا رفته است‎!» خانوادة كریك به خوبی احساسات و حال والدین و خواهر لورا را درك می‎كردند و به خاطر آن‎ها اندوهگین بودند. با این حال‎، در كمال ناباوری دیدند والدین دختر متوفی‎، با شجاعت به دیدن‎ ویتنی آمدند و دربارة مراحل درمانی سپری شده و كارهایی كه باید در آینده انجام می‎شد، صحبت‎ كردند. پس از آن جای خانواده‎ها عوض شد. در حالی كه ون رین‎ها مراسم ختم لورا را برگزار می‎كردند، خانوادة كریك كنار بستر دخترشان نشسته و این بار نگران وضعیت بهبودی‎اش بودند چرا كه پزشكان با اطمینان می‎گفتند او هرگز مثل دوران پیش از تصادف نخواهد شد و معلوم نیست چند درصد از مغزش‎ بازسازی شود. اما در واقع‎، مراحل درمان ویتنی به مراتب بهتر از آنچه پیش‎بینی می‎كردند پیش رفت و پس از یك سال او توانست به دانشكده برگردد و به درسش ادامه دهد. البته بازگشت چندان هم ساده به‎ نظر نمی‎رسید. دخترجوان از همه عقب افتاده بود و مثل گذشته نمی‎توانست درس‎ها را دنبال كند. ذهن‎ او با وجود مطالعة شدید، پذیرای مطالب جدید نبود و این موضوع او را افسرده و عصبی می‎كرد.
ویتنی دوست داشت دوباره به جمع دوستانش بپیوندد و مثل آن‎ها شاد و شوخ طبع باشد اما نمی‎توانست‎. او وارد فاز افسردگی شده بود و نمی‎دانست كه آیا بهتر می‎شود یا نه‎؟ آسیب‎ها و جراحات‎ احساسی این حادثه بسیار بزرگ بود. او نسبت به قربانیان تصادف احساس گناه می‎كرد. هر چند آن‎ها دوستان صمیمی‎اش به شمار نمی‎آمدند اما مدت‎ها با هم روی یك پروژه كار می‎كردند. در واقع‎، ویتنی‎ به تدریج و آرام آرام متوجه شده بود چه اتفاقی افتاده است‎. خانواده‎اش برای حفاظت از او، ماجرا را پنهان نگه داشته بودند و عجیب اینكه خاطرة روزهای نخست خروج از كما و حضور خانوادة ون ین در بیمارستان و حرف‎ها و ابراز محبت‎های آن‎ها هم از حافظة ویتنی پاك شده بود. او حتی نمی‎توانست‎ ماجرای تصادف را به یاد بیاورد و لحظات قبل از آن را در ذهن خود بازسازی نماید.
پس از اطلاع از ماوقع‎، مدام از خود می‎پرسید: «چرا من باید نجات پیدا می‎كردم‎؟ آن‎ها بیشتر لایق‎ زندگی بودند». این فكر باعث شد روزی حین گفت و گو با پدرش بغضش بتركد و به شدت گریه كند. اما پدر دلداری‎اش داد: «چرا تو نباید زنده می‎ماندی‎؟ حتماً خواست خدا این بوده كه در ادامة زندگی‎ات‎ كارهای خیری را انجام بدهی و از فرصتت به خوبی استفاده كنی‎». تماشای مراسم تدفین هم تلنگری شد برای باز گرداندن احساس عزت نفس به ویتنی‎. وقتی دیگران او را این قدر دوست داشتند و چنین به‎ نیكی از وی یاد می‎كردند چه دلیلی داشت خودش قدر زندگی را نداند؟
حالا دو سال از آن سانحة دلخراش می‎گذرد و تصادف از او دختری پخته و كامل و خود آگاه ساخته‎. ویتنی به خوبی درك كرده موجود خوشبختی است چون افراد زیادی دوستش دارند. او پیش از این‎ ماجرا لورا را چندان نمی‎شناخت اما حالا به دلیل محبت‎های خانوادة همكلاسی سابق خود كه حتی‎ پس از اطلاع از هویت واقعی وی‎، تركش نكردند و همچون خانواده‎ای واقعی به دیدارها و ملاقات‎های‎ روزانه ادامه دادند، نسبت به او احساس دین می‎كند و می‎خواهد تا هر چه بیشتر او را بشناسد. فامیل ون‎ رین این روزها، خانوادة دوم او به شمار می‎آیند و ویتنی زمان زیادی را با آن‎ها می‎گذراند.
او می‎داند كه والدین و خواهر لورا می‎خواهند تمام موفقیت‎ها و موقعیت هایی را كه عزیزشان‎ نتوانست تجربه كند، در وجود او بیابند. به همین خاطر ویتنی به پروژة خدمت رسانی به كودكان خیابانی‎ پیوسته و تصمیم گرفته همسر و مادر خوبی شود. دو خانوادة كریك و وین رین تجربة خود از این ماجرای‎ عجیب و سخت را در كتابی با نام «هویت گمشده‎» به چاپ رسانده‎اند. روی جلد این كتاب‎، عكسی از دو دختر خندان است‎؛ دخترهایی كه مرگ آن‎ها را به هم پیوند داد.
ویتنی كریك (سمت چپ‎) از سانحه جان به در برد اما هویت او با لورا ون رین كه در تصادف مرده بود، اشتباه گرفته شد.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:19  توسط Anti-Boy  | 
سلام برو بچ
ميبينيد مردا چقد خنگ هستن.
اين عكس صحنه ي يك فيلمه كه من در موردش توي يه مجله خوندم و خداروشكر عكسشم تو كامنتا گذاشته بودن كه واستون گذاشتم.
كارگردان به پسره ميگه تو بايد به اين شكل به دختر گل بدي ((كه توي شكل گل نيست گل رو گذاشتن به دختره بده خراب نشه.)) اما متاسفانه انقد احمق بوده كه متوجه نشده.
و دختر يكبار اين كار رو ميكنه تا پسره ياد بگيره كه به چه شكلي بايد گل رو بده.آخه به قول خودش تا حالا هيچ دختري بهش اهميت نداده و از اين كارا نكرده.
و در مورد ناز كردن پسره :

چون ميخواسته اداي دختر رو دربياره آخه جديدا پسرا خودشونو مثه دخترا ميكنن.


http://img.parscloob.com/data/media/4/719565rbbdld.jpg
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 8:45  توسط Anti-Boy  | 


بيچاره !!! آدم دلش ميسوزه ،معلومه كه از فرمانات خانومش سرپيچي كرده.
آقايون زن ذليلللللللللللللللللللللللللللللل
حواستون باشه.





 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:45  توسط Anti-Boy  | 
اينم عاقبت استاديوم رفتن خانوما

چون جالب بود پست رو دوباه بالا آوردم.

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226579045.jpg


http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226520866.jpg

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226519493.jpg

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226543200.jpg

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226542594.jpg

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226546531.jpg

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1226515974.jpg

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:48  توسط Anti-Boy  | 

1.خاصيت پسرها چيست؟

الف.بي خاصيت اند

ب.گزينه الف صحيح است

ج.هر دو گزينه

 


 3.اگر با پسري مواجه شديد که در حال خنديدن بود..

الف.به آيينه نگاه کرده و چهره خود را ديده است

ب.عکس خودش را ديده باشد

ج.هر دو گزينه

 

 4.اگر روزي پسري به شما اظهار علاقه کرد:

الف.افکار شيطاني در سر دارد

ب.قصد سوء استفاده دارد

ج.مي خواهد شما را گول بزند



 5.وقتي پسرها افسرده مي شوند:

الف.کاور گوشي شون را مشکي مي کنند

ب.هيچ کاري نمي تونند بکنند

ج.بي عرضه بودند و بي عرضه مي مونند

 

  6.اگر شما روزي پسري را ديديد که رفتار عاقلانه داشت:

الف.حتما شما ديوانه شديد

ب.روز قيامت شده است

ج.چنين چيزي غير ممکن است
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 8:52  توسط Anti-Boy  | 
مكان هاي جديد براي كل كل و سرگرمي حتما سر بزنيد ضرر نميكنيد.

کل کل دختر وپسرها

چه جوری لج بالایی رو در میاری؟

دوست داری تو یقه بالایی چی بندازی ؟

یه مسابقه باحال واسه ادمای باحال(با جایزه)...

چگونه در تله هاي زنان نيافتيم

آقا اونايي كه اهل كل كل هستند بيان تو

بیا تو و تا میتونی خالی ببند...

بیا تو به اواتار نفر قبلی گیر بده !

کلمه قبلی شماررا یاد چه کلمه ای میندازه؟؟؟؟؟؟

.:: مشاعره ::.

قبلی را جواب بدید از بعدی بپرسید ؟

ناجور ترین سوتی که دادی یا گرفتی رو بگو...


 |+| نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 21:52  توسط Anti-Boy  | 


مردها مثل مخلوط كن هستند: در هر خانه يكي از آنها هست ولي نمي دانيد به چه درد مي خورد!!

مردها مثل آگهي بازرگاني هستند: حتي يك كلمه از چيز هايي را كه مي گويند نمي توان باور كرد!!

مردها مثل كامپيوتر هستند: كاربريشان سخت است و هرگز حافظه قوي اي ندارند!!

مردها مثل سيمان هستند: وقتي جايي پهنشان مي كني بايد با كلنگ آنها را جابجا كني!!

مردها مثل طالع بيني مجلات هستند: همیشه به شما مي گويند كه چه بكنيد و در اكثر مواقع نادرست است!!

مردها مثل جاي پارك هستند: خوبهايشان قبلآ اشغال شده و آنهايي كه مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردمند!!

مردها مثل پاپ كورن هستند: با مزه اند اما جاي غذا را نمي گيرند!!

مردها مثل باران بهاري هستند: هيچ وقت نمي دانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع مي شود!!

مردها مثل پيكان دست دوم هستند: ارزان هستند و غير فابل اطمينان!!

مردها مثل موز هستند: هرچه پير تر مي شوند وارفته تر مي شوند!!

مردها مثل نوزاد هستند: در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت كردن از آنها خسته مي شويد
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 16:53  توسط Anti-Boy  | 
اينم چندتا عكس توپ و سه بعدي كه بسيار حرفه اي و زيبا نقاشي شده.



http://www.takdvb.co.cc/uploads/1227110331.jpg


بقيه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:59  توسط Anti-Boy  | 


ترم اول(ترم جو گیریدگی): الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه.راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد  که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر OVER DOSE از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم 2(ترم عاشق شدگی): آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و  سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3(ترم افسردگی): الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی): الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم......

الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گی): الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار  فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم...

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی): سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی): الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا..


 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 16:54  توسط Anti-Boy  | 
چندتا عكس جالب از كشتي كج با مهتابي به پستم خورد گفتم استون بزارم.


http://i37.tinypic.com/zxmc8j.jpg

بقيه در ادامه مطلب.. 



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 19:5  توسط Anti-Boy  | 
بچه ها اين عكس منتي آراس هست
تو بلاگش زيدي قد قد كرده بود اينكه من دوست دختر ندارم و نداشتم يه جوري حرف زده بود انگار خودش نمي خواد منم عكسشو پيدا كردم و واستون گذاشتم البته بيشتر به خاطر خودش گذاشتم تا ديگه زر زر نكنه.
راستي آراس اين عكستو نگه ميدارم يه وقتي واسه مقايسه لازم ميشه.آخه ممكنه  مثه عكساي كه توي جمع آوري ارازل و اوباش ديدي باهات برخورد كنم.



 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 17:22  توسط Anti-Boy  | 
اين پست تكراريه قبلا گذاشته بودم اما لازم ديدم طرز برخورد رو عوض كنم.
پست رو آوردم بلا كه اين چند روزي كه خيلي كم ميام كسي پرو بازي در نياره.

با ارازل و اوباشي كه تو اين بلاگ نظريات مزخرف بدن به اين شكل برخورد ميشه >> فعلا همين دو تا با اون قبليا رو داشته باشين تا بعد.





 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 14:0  توسط Anti-Boy  | 
سلام بچه ها
من يه چند روزي نميتونم زياد بيام نت و كمتر آپ ميكنم.و ديرتر جواب ميدم.
اينو گفتم كه فكر نكنين كم آوردم .
به هر حال اين بلاگ تعطيل نميشه(دلتونو خوش نكنين.)
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 13:20  توسط Anti-Boy  | 

 اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید... (( اينا در مورد دخترا صادق نيست چون دخترا مجبورن جواب پسرارو بدن و مثه اونا عقده اي نيستن.))

 ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

 حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

 تا حالا صد تا دختر سر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

 تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!

 توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

 تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

 از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشو یکم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

 می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر نازکش باشه

 می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه



 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 21:50  توسط Anti-Boy  | 

پسر بودن یعنی سربازی در انتظارته اول جووونی

پسر بودن یعنی صبح تا شب بدویی دنبال کار عاقبت هم کار پیدا نکنی

پسر بودن یعنی بدون تحصیلات و شغل مناسب باید سرتو بزاری زمین بمیری چه برسه زن بخوای

پسر بودن یعنی افسوس بخوری دختر باشی

پسر بودن یعنی در همه ی موارد مرد خونه هستی حتی موقع دزد اومدن

پسر بودن یعنی هر روز یه شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی عمرا عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی مثل عقده ای ها آرایش کردن و مو بلند کردن

پسر بودن یعنی ول معطل بودن

پسر بودن یعنی احساس برتری الکی نسبت به دخترا

سر بودن یعنی ابراز احساسات کنی بدبخت و زن زلیل و تو سری خور محسوب میشی

پسر بودن یعنی دق کنی ولی گریه نکنی
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 21:44  توسط Anti-Boy  | 
یکی پسرا مهربونند یکی خرس مهربون

یکی پسرا  قشنگ راه میرند یکی تنسی تاکسی۲

یکی موهای پسرا قشنگه یکی آنه شرلی

یکی خونه شما (پسرا ) قشنگه یکی خونه مادربزرگه

یکی پسرا سفیدند یکی سفید برفی

یکی گوشهای پسرا قشنگه یکی گوشهای زی زی گولو

یکی پسرا خوشگلند یکی پلنگ صورتی

یکی پسرا زبلند یکی ملوان زبل

یکی ما و پسرا ا با هم خوبیم یکی تام وجری

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 19:14  توسط Anti-Boy  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 16:24  توسط Anti-Boy  | 

سلام بچه ها اين سوال يه به اصطلاح شاخ شكنه. فكر كردم بهتره اينجا جوابشو بدم تا همه جوابشونو بگيرن.
منتی آراس: سوال
نسبت زنای مفید(شاعر,مخترع,فرهیخته و....) به مردای مفید چقدره؟

مسلما تعداد زن ها بيشتره اماااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟ چرا بيشترين اسم هاي ثبت شده مطلق به مردهاست؟؟؟؟؟؟؟
دليلش اينه: زنها زمانهاي قديم اختراعات و اكتشافات زيادي داشتن اما به علت زورگوي مردها و ضعف جسماني زنها اختراعات و اكتشافات خانومها توسط شوهراشون به زور سلب ميشد.و اونهام نميتونستن كاري كنن. ولي در اصل بيشترين اختراعات و اكتشافات مال زنهاست.علم ثابت كرده اينا از عهده مرد خارجه.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 15:45  توسط Anti-Boy  | 

 
دخترها موجوداتی پاک و جذاب هستند که افریته هایی مثل پسرا یک هو جلو شون سبز میشن

و چون دخترا نگاه چپ شون هم نمی کنن از شدت خشم میرن یک بلندی مثل درخت گیر می

آرن تا خودشون رو دار بزنن وحیونکی ها خبر ندارن که حتی جنس خودشون هم حاضر نیست

لاشه ۱۰۰ سال حمام نرفته و موهای ژل زده برای پوشاندن حشرات توی سر شون و... رو

جمع کنه .

برای راحت شدن از دست دو پسر هم زمان بدونه این که دست تون به خونشون آلوده بشه

جلوی پسری که غیرتش بیشتره( البته اگر غیرتی هم توی خون این پسرا باشه) با اون یکی

گرم میگیری اون یکی از شدت خشم و کم آوردن اول اون پسر رو می کشه بعد دنبال یک

بلندی مثل  همون درخت میگرده تا خودشو دار بزنه.

می بینید این موجودات بی عقل و بی منطق رو


 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 15:1  توسط Anti-Boy  | 


 

پسر-سلام خوبین شما؟

دختر-سلام مر30خوبم.

پسر-معرفی نمی کنی؟ 

دختر-نیلو/19/تهران.شما؟

پسر-سامیار/21/تهران.

دختر-چه اسمی!سم پدر بزرگ منم سامیاره!

پسر-شما ازدواج کردین؟

دختر-نه خیر.

پسر- منم مجردم.

دختر-من چیزی پرسیدم؟

پسر-

دختر-شما کجا می شینین؟

پسر-اکباتان.

دختر-جدی میگین؟ما هم.کودوم فاز؟

پسر-فاز3.شماچی؟

دختر-ماهم فاز 3 کودوم طبقه؟

پسر-طبقه ی 8....

-عباس تویی؟مسخره مگه مامان نگفت چت برای یه پسر 12ساله زوده؟

-باشه نیلو من رفتم.

باي

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 14:38  توسط Anti-Boy  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 13:51  توسط Anti-Boy  | 
http://farm2.static.flickr.com/1376/876865482_3037115f89.jpg
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 13:44  توسط Anti-Boy  | 

 «بيوه سياه» ، عنكبوتي است كه حتي در برابر لنز دوربين نيز دلهره و رعب آور است.


اين عنكبوت نه فقط به خاطر زهر بسيار قوي خود مشهور است كه به خاطركشتن داماد بعد از زفاف وبدتر از آن  خوردن او شهرت جهاني دارد.

همانطور كه در عكس مي بينيد ؛ عنكبوت بيوه سياه ، مشكي و براق است و يك علامت نارنجي قرمز يا زرد به شكل يك ساعت شني روي پشتش دارد. عنكبوتهاي سياه و خانواده شان تقريبا هر جايي در نيمكره غربي جهان در جاهاي مرطوب و تاريك يافت مي شوند. مكان هاي مورد علاقشان توده هاي چوب ، كنده هاي درخت ، توده هاي خاكروبه ، انبارها ، باغهاي ميوه و سبزيجات ، درون ديوارهاي سنگي و زير صخره هاست. اگر آنها به داخل خانه بيايند به جاهاي تاريك مي روند مثل گوشه گنجه ديواري ، گاراژ يا پشت لوازم منزل . آنها به طور طبيعي كمرو و خجالتي هستند و تنها زماني نيش مي زنند كه  يا احساتي شده باشند(مثلا در هنگام زفاف) يا گرفتار شده  و احساس خطر نمايند و يا بطور ناگهاني لمس شوند.
اما دليل معرفي او در اينجا!!!
اين عنكبوت مثل بيشتر دخترخاله هاي خود بعد از كامگيري  از تازه  داماد  با كشتن  و خوردن اورویکرد نوینی  از شوهرداري را به نمايش مي گذارند.
آنچه مايه  تعجب است؛ تشابه  اين گونه  با همتايان انسانيشان است!!
البته همتايان انساني او به جاي كشتن آني و خوردن داماد تيره بخت؛ از روش كارآمدتر بهره كشي و خوردن تدريجي كه به مراتب  موثرتر و متعالي تر است، استفاده مي كنند.
لازم به ذكر است ، روشها و رموز اين  فعاليت در حاليكه هر روز كارآمدتر و مدرن تر مي شود؛ سينه به سينه به نسلهاي بعدي منتقل مي گردد.
در مورد عنكبوتهاي نوع نر، از آنجا كه فرصتي براي بازگوئي اين تجربه تلخ به همديگر براي آنها وجود ندارد  نيازي به بروزرساني روش توسط بيوه هاي سياه احساس نمي گردد. در مورد بني بشر نيز با كارآمد سازي و مدرنيزه كردن روشها همچنان ضريب موفقيت در نهايت خود مي باشد.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:3  توسط Anti-Boy  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا