تبليغاتX
ضــد پسر(سوسك كش حرفه ای
 
ضــد پسر(سوسك كش حرفه ای
 
 
ضد پسر(ورود ارازل و اوباش ممنوع)
 
سلام خدمت همه ی برو بچ به خصوص اعضای بلاگ و همچنین خوش امد گویی دارم به منزله ی ورود دوباره ی داش تایماز....

من یه مطلب کوتاه خدمت مدیر بلاگ عرض میکنمو حرف خاصی دیگه ندارم...

ببین ابجی شرر شما شخصا به من گفتید پست نده ظاهرا این حرف شما منظورم پست ندادن گریبان  داداش تایماز هم گرفته عرض من اینه که پستایی که شما ابجی میدین و همچنین جلو گیری کردن از پست دادن ما فقط داره از جذابیت بلاگ و همچنین امار بلاگ کم میکنه شما گفتید که با پست دادن ما بلاگ رنگ و روی انتی دختر به خودش میگیره دلیلش هم کمبود وقت شماست خب این که کاری نداره یه چندتا دختر رو عضو بلاگ کن تا در نبود شما پستای انتی پسر بدن تا دلت بخواد دختره ول و بیکار ریخته تو نت اگر هم واقعا از پسش بر نمیای بگو خودم دست به کار بشم ...

این از این مطلب بعدی اینه ما تا بهت میگیم امار بلاگ پایینه شما میگید بلاگ واسه من ارزش نداره که خودتون بارها فقط به شخص من گفتید اگه بخوام اصل مطلبو بگم اینه که ما رو این بلاگ وقت صرف کردیمو هر چند زیاد وقت نذاشتیم ولی تا اندازه ای که بتونه بلاگو نگه داره بوده شما مارو عضو کردید پس ما حق پست دادن داریم حالا خواه بلاگ ضد دختر بشه خواه نشه نمی خواستم این مطلبو بذارم ولی با دیدن پستی که واسه داش تایماز گذاشتی گفتم نمیشه ازش گذشت اخه تایماز که از اول شروع بلاگت باهات بوده و پست داده چرا بهش میگی پست نده؟؟؟اصلا ما بیخیال حد اقل احترام داش تایمازو نگه دارو بهش همچین حرفی نزن بالاخره اگه شما نمیتونید جواب پستای ضد دختررو بدید و فرصت نمیکنید ندایی بدید تا چند تا دختر یقه شونو بگیرم بندازم تو بلاگ بلکه رنگ و روی انتی پسر بگیره شما ابجی فقط اسم خودتونو گذاشتید مدیر وگرنه هیچ کارایی ندارید مطلباتون که یه مدت شده بود فروشگاه و کلیپو از این مسائل حالا هم که اومدید پند گذاشتید و فرازو نشیبای زندگی رو میخواید یاد ما بدید خب اگه بلاگو نمیخواید سرو سامون بدید دسترسی بده تا عنوانشو کنیم بذاریم ضد دختر این جوری هم جذاب میشه هم امار بلاگ میره بالا هم ما رو کارمون حساب باز میکنیم....

همین و بس ...

والسلام...

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:13  توسط سیاهی 
سلام خدمت ابجی...

 یه چند مدت امتحان داشتم خدارو شکر تموم شد ...

اومدم بگم تنهایی فک نکنم از پس این بلاگ بر بیای منظورم اینه که بلاگه خیلی حجمش زیاده اگه دوس داشتی بیا خبرم کن تو بلاگ خودم که دوباره با هم همکار بشیم بازم میگم اگه دوس داشتی ....

اینایی هم که اومدن سر و صدا میکنن یه ثانیه به بادشون میدم ....

راستی اومدم به صورت نظر خصوصی بذارم این قالبه خیلی گیر میده جون داش سیا بیا و دسترسی بده تا عوضش کنم یه چیزی حدود ده دقیقه منتظر بودم باز نشد....

در ضمن امیدوارم پیشنهادی که دادم دوباره موجب بر انگیخته شدن غرورت نشه ....

به هر حال منتظرم بازم اگه دوس داشتی...

چون خداییش حیف بلاگه از اب و تاب افتاده...

به هر حال موفق باشی...

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 23:3  توسط سیاهی  | 
سلام خدمت همه ی دوستان..

اومدم بگم به همتون که بنده دیگه با این بلاگ هیچ نسبتی ندارم و از شراره خانوم میخوام اکانت منو از همین امروز غیر فعال کنه ....

منتظر چنین روزی بودم شراره خانوم که گفتم بلاگتو تموم شده فرض کن امیدوارم با رفتن من یه نفس راحتی تو بکشی و وبلاگت هم پر بارتر بشه ...

اینکارو کردم چون شراره خانوم خودشون خواستن به هر حال من از همه ی برو بچه ها به خصوص داداش هادی و داداش تایماز معذرت میخوام که نتونستم باهاشون باشم و امیدوارم منو مقصر ندونن چون مث اینکه بلاگ شراره خانوم از دماغ فیل افتاده که دم به دقیقه میان واسم پز میدن ....به هر حال من از اون پسرایی نیستم که شراره خانوم فک میکنن و میام منت او وامثال او رو میکشم...

برات شراره خانوم  خصوصی نوشتم اینجا هم مینویسم خدارو شکر میکنم که سربلند از این بلاگ میرمو تونستم تو این مدت کامنتایی بذارم که موجب به حذف من از این بلاگ بشه ....

امیدوارم  اتیش بلاگ رو بتونی روشن نگه داری و مث قبل از اب و تاب نندازیش...

سخن کوتاه باید والسلام...

خدا نگهدار همتون...

قربونتون برم...

سیاهی... 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:43  توسط سیاهی  | 
 

۱.تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید

 

2. پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

 

3.توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

 

4.توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید

 

5.توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

 

6.توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید

 

7.توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید

 

8.اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود

 

9.اشتباهات لغوی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

 

10.تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

 

11. عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

 

12.روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

 

13.اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

 

14.تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید

 

15.چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

 

16.به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

 

17. شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

 

18. زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

 

19. از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

 

20. توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید

 

21. توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید

 

22. تو خیابون به یه قسمت از لباس یا صورت یه دختر خیره بشید وبزنید زیر خنده (نمی دونید دختره چه حالی میشه )

اینم واسه راهنمایی همه ی اقا پسرا وبدبختی همه ی دخترا

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:21  توسط سیاهی  | 

وقتی دختری میمیرد

 

                                      

 یک گل می روید

 

 

 به امید

 

 

 

 روزی که جهان   

 

 

گلستان

 

 

 

 شود.!!!

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 14:48  توسط سیاهی  | 
سلام

اول از همه چیز جا داره تشکر کنم از anti boyes که این فرصت و در اختیار این جانب وهمچنین دوستان گلم قرار دادن ..

جناب anti boyesگفتین زیاد اپ نکن چشم حرفتون و محترم میشمارم و زیاد مزاحمتون نمیشم ...

اگه بخوام برم سر اصل مطلب باید عرض کنم که جوابی که من منتظرش بودم متاسفانه ازتون نگرفتم

اخه عفت کلامتون یه جورایی میشه بگی زیاد تو چشم نمیزد به هر حال خودتون گفتین کل دیگه میشه چیکار کرد اینم بدونید این مطلبی که بنده اماده کرده بودم یه جورایی خودم سانسورش کردم چون دوست نداشتم به کسی به خصوص دخترا توهین بشه خوب بالاخره ما از این چیزا زیاد دیدیم اینم میذاریم به حساب شخصیت دخترونه...

اما در جواب شما جناب anti boyesکه اسمتو نمیدونم البته خیالی نیست با همین اسم خطابت میکنم باید عرض کنم که اون پسرا نیستن که شکست عشقی میخورن اغلب یا میشه بگی بیشتر دخترا هستن که به خاطر روحیه ی ظریف و متعادلی که دارن شکست خورده و دچار افسردگی حاد میشن و تحت عوامل ذکر شده توسط بنده که در اپ پایین نوشته شده است قرار میگرن...در جواب دوم باید عرض کنم هرچند شما فیلم بازی میکنید ولی متاسفانه همه ی فیلماتون از نوع هندی هستش که خودتون قسمت اخرش و بهتر میدونید دیگه نیاز به توضیح نیست....

بله همین طور که ذکر کردید پسرا ثبات شخصیت ندارن اما این طور که معلومه این دخترا هستن که شخصیت نابرابری دارن و دو روی اونا با هم میزون نیست...

دخترا فک نکنم از سیریش شدن بدشون بیاد درسته؟

همین طور که خودتون گفتین پس دخترا رو میشه با پول خرید بدون کسی که با پول خریده بشه حتما شخصیت هویت و تمام وجودش از پول بی ارزشتره که پول و جایگزین این مسائل میکنن متاسفانه دخترا همچین خصوصیتی رو دارن واسه اصلاح شون از خدای متعال طلب امرزش میکنیم ومیخوایم که اونارو به راه راست هدایت کنه که اگر بازم نشد راه راست رو برای ایشان کج کنه...که بازم محاله ادم بشن...

تو اینکه هیچ شکی نیست که دخترا بی وفا هستن جمله ی معروفیه که میگن باید به دختر شیر سگ بدی تا وفا بیاموزه....

در مورد نکته ی کنکوری باید بگم همین طور هم که در بالا ذکر کردم دخترا شخصیت هویت و همه چیزشون و میشه با وعده وعید و پول خرید پس ارزش پول رو بیشتر از خودشون میدونن خوب دخترن دیگه نمیشه توقع بیشتر از این ازشون داشت...

یه هفته فرصت داری بری فک کنی جوابتو بگی امیدوارم مثل این دفعه عجولانه نیای جوابای بی ربط و کلیشه ای بدی که میذارم پای کم اوردنت اخه هرچی گشتم جوابات کوبنده نبود یه مشت توهین بود که این توهینا واسه ما ارزشی ندارن و ما اونارو جز جواب به حساب نمیاریم....امیدوارم دفعه ی دیگه باروحیه ی بهتر بیای سعی میکنم خیلی اپام سخت نباشه که تو مغز شما دخترا بگنجه بلکه جوابی عاری از توهین بتونید پیدا کنید که بازم شک دارم...

خوش بگذره..

سیاهی...

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 13:44  توسط سیاهی  | 

واما دختر:

در جامعه اگر بخواهیم دختران را دسته بندی کنیم به دو گونه تقسیم میشوند:

گونه ی نخست که دختران نجیب و خوب میباشند: این گونه در حال انقراض میباشند(ماموت ها)

گونه ی دوم که دختران روانی وعقده ای میباشند این گونه دختران طبق شواهد هایی روز به روز در حال توسعه و افزایش هستند.که عامل این افزایشات وتوسعه ها وروانی وعقده ای بودن انها را در زیر ذکر میکنیم:

اولین عامل سر کار گذاشتن ان هاست که این عامل توسط پسران ایجاد میشود و عامل بسیار موثری در عقده ای وروانی شدن انهاست به این صورت که دربسیاری از مکان ها ازاین لغت برای صدا زدن خانوم ها استفاده میشود مثلا سر کار خانوم فلانی..

دومین عامل عامل اعصاب میباشد که طی این عامل اعصاب دختر ها دچار اغتشاش می شود این عامل نیز توسط پسر هاانجام  میشودبه این صورت که پسر برای خنده واز روی مسخره عاشق دختری می شودودختر نیز در عین علاقه به پسر ها وزود باوری انهاباعث میشه که   به پسر ه دل  ببنده وپسر نیز بعد از مدتی او را رها میمکند وشروع میکند به او خندیدن و دختر نیز دچار اعصاب خط خطی میشودکه متاسفانه هنوز داروی خاصی واسه این عامل پیدا نشده از دست ما هم کاری جز دعا کردن بر نمیاد

سومین عامل عامل اشک اور میباشد :که این عامل با توجه به اسمش می شه حدس زد که این عامل در وجود دختران بسیار زود عمل میکنه.

چهارمین عامل یا همان اخرین عامل عامل بد بختی میباشد که پسر طبق دوستی با دختر  سر او احمق کلاه میگذارد وتمام دارایی را از او میگیرد ودختر با پدر وخانواده اش در کنار خیابان جونشونو  دو دستی گرفتن 

اینم از این امیدوارم که تموم پسرای خوب باحال و با مرام خوششون بیاد دخترا که جز ءادما نیستن البته منظورم همشون نیست فقط اونای که ضد پسرن که بخوان به خوب بدش گیر بدن ..

جا داره اینجا از داداش لجباز و سعید و امیر عضو گروه چهار شش تشکر وتقدیر به عمل اورم

سخن کوتاه باید والسلام

mer30

سیاهی...

خوش بگذره...

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:56  توسط سیاهی  | 
 
  بالا