تبليغاتX
ضــد پسر(سوسك كش حرفه ای
 
ضــد پسر(سوسك كش حرفه ای
 
 
ضد پسر(ورود ارازل و اوباش ممنوع)
 

اگه گفتی این خانم مجری چرا اینقدر شاد و خوشحاله؟؟؟!!!

 

 

 

 

Mojri 01.jpg

 

 

 

 به عکس دوم هم یه نگاهی بنداز 4.gif

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

 

Mojri 02.jpg

 

 

 

یه وقت به سرتون نزنه مجری بشین ها

 

مگر اینکه بهش سختی کار هم تعلق بگیره  1.gif


 

مردم ایران همیشه در صحنه هستند


 

 

ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 15:30  توسط هادی  | 


بدون شرح

http://www.photo.pnu-club.com/images/6tz4k5j1.jpg

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:41  توسط Anti-Boy  | 
اینم از فهم و شعورتون درباره تحصیلات 

http://www.photo.pnu-club.com/images/014.jpg

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:40  توسط Anti-Boy  | 
چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟


معمولا" باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 18:56  توسط Anti-Boy  | 

پسر ها شبیه سوسک هستند !!

چرا؟؟؟میگم چرا


1.دقت کردین بعضی سوسکا گیر میدن بهت هرچی با دمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت!!!!

2.دیدین  سوسک ها چقدر سگ جونن لهشون میکنی ولی هنوز شاخکاشونو تکون میدن

خوب تا اینجا فک کنم منظورمو گرفته باشین!!

خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها

3.مدل مووووووو های پسرااااااا (با وجود تنها 2 تار مو!!! همونو با کلی چسب و تافت و ... سیخ می کنن)

4.سوووسک موجود چندشیه (مثل پسر ها که خیلی چندشن)

5.سوسکااا رو هیچکی دوست نداره (البته من به استثنا ها کاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسر هاااااااا

6.سوسک تنها حشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه!!! مثل پسر که نسل خوشگلاش منقرض شده!!!

7.میگن سوسکااا خیلی پیچیدن و محققا هنوز از زندگیشون سر در نیاوردن درست مثل پسر جماعت که هیچ وقت نمیفهمی پشته ای قیافه یه زشتش  چیه!!!!بس که

موزیییییییییی ان

خوب فک کنم به اندازه ی کافی دلیل اوردم واسه اینکه شما دختران محترم شباهت زیااااااااااد بین این دو موجودو بفهمین

پس الان میشه  به یه نکته اشاره کرد

واسه من سواله

که چرا دخترا با دیدن سوسک جیییییییغ میزنن و در میرن

ولی با دیدن یه پسر.....

نه واقعا خیلی واسم جالبه !!!!؟؟؟؟

یه سوال دیگه

چرا پسر ها با وجود این همه شباهت سوسک های بیچاررو میکشن (خیلی راحت)

آقا پسر های محترم !!!!

یه نگا به این عکسه پایین بندازین !!!

شبااااااااااهتو داری؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 18:50  توسط Anti-Boy  | 
11-2256.jpg

12-2256.jpg

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:25  توسط Anti-Boy  | 

خدایش ایووووووووووووووووووووووووووول داره

نشنوم بگن زن ضعیفه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:9  توسط Anti-Boy  | 
سلام داش سیا و ایماز

اگه به تایماز گفتم دلیلش تو نبودی کلی بود تایماز از اول با من نبود بلاگ من یه مدتیه که عضو گیری کرده بگذریم.

من متوجه منظورتون هستم و این کل کل ها هم برام یه کل کله دوستانه بیشتر نیست رو این حساب شما رو دشمن خودم نمیدونم که از پستاتون ناراحت شم و بگم نمیخوام هیچ کدومتون پست بدین و... از این حرفا

و میدونم اگه شمام پست بدین جنبه ی کل کل میگیره و بهتره و بازدید بیشتری داره و جالبتر میشه واسه همینم قاطع نمیگم پست ندین اما چون من یه نفر هستم انقد وقت ندارم که جواب پستاتونو بدم من هر روز چند ساعت نت هستم و ولی وقت ندارم رو بلاگ بزارم.اما اگه باگ بتونه عضو بگیره و برین دنبالش مشکلی نیست خودتون واسش عضو بگیرن هم دختر هم پسر چون نمیخوام همه ی پستا بشه آنتی دختر و ... .

داش سیا اگه میخوای من دسترسی بهت میدم هرکیو خواستی عضو کن.

من بیکار نیستم که بخوام بلاگ رو با یه مدیریت خوب اداره کنم همینجوریشم زیادی پست میدم.

در ضمن این کلیپا و پندا مفهوه ضد پسری داره ;)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 17:29  توسط Anti-Boy  | 
سلام خدمت همه ی برو بچ به خصوص اعضای بلاگ و همچنین خوش امد گویی دارم به منزله ی ورود دوباره ی داش تایماز....

من یه مطلب کوتاه خدمت مدیر بلاگ عرض میکنمو حرف خاصی دیگه ندارم...

ببین ابجی شرر شما شخصا به من گفتید پست نده ظاهرا این حرف شما منظورم پست ندادن گریبان  داداش تایماز هم گرفته عرض من اینه که پستایی که شما ابجی میدین و همچنین جلو گیری کردن از پست دادن ما فقط داره از جذابیت بلاگ و همچنین امار بلاگ کم میکنه شما گفتید که با پست دادن ما بلاگ رنگ و روی انتی دختر به خودش میگیره دلیلش هم کمبود وقت شماست خب این که کاری نداره یه چندتا دختر رو عضو بلاگ کن تا در نبود شما پستای انتی پسر بدن تا دلت بخواد دختره ول و بیکار ریخته تو نت اگر هم واقعا از پسش بر نمیای بگو خودم دست به کار بشم ...

این از این مطلب بعدی اینه ما تا بهت میگیم امار بلاگ پایینه شما میگید بلاگ واسه من ارزش نداره که خودتون بارها فقط به شخص من گفتید اگه بخوام اصل مطلبو بگم اینه که ما رو این بلاگ وقت صرف کردیمو هر چند زیاد وقت نذاشتیم ولی تا اندازه ای که بتونه بلاگو نگه داره بوده شما مارو عضو کردید پس ما حق پست دادن داریم حالا خواه بلاگ ضد دختر بشه خواه نشه نمی خواستم این مطلبو بذارم ولی با دیدن پستی که واسه داش تایماز گذاشتی گفتم نمیشه ازش گذشت اخه تایماز که از اول شروع بلاگت باهات بوده و پست داده چرا بهش میگی پست نده؟؟؟اصلا ما بیخیال حد اقل احترام داش تایمازو نگه دارو بهش همچین حرفی نزن بالاخره اگه شما نمیتونید جواب پستای ضد دختررو بدید و فرصت نمیکنید ندایی بدید تا چند تا دختر یقه شونو بگیرم بندازم تو بلاگ بلکه رنگ و روی انتی پسر بگیره شما ابجی فقط اسم خودتونو گذاشتید مدیر وگرنه هیچ کارایی ندارید مطلباتون که یه مدت شده بود فروشگاه و کلیپو از این مسائل حالا هم که اومدید پند گذاشتید و فرازو نشیبای زندگی رو میخواید یاد ما بدید خب اگه بلاگو نمیخواید سرو سامون بدید دسترسی بده تا عنوانشو کنیم بذاریم ضد دختر این جوری هم جذاب میشه هم امار بلاگ میره بالا هم ما رو کارمون حساب باز میکنیم....

همین و بس ...

والسلام...

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:13  توسط سیاهی 
پند دوم
خرگوش از كلاغی بر سر شاخه پرسید
كه آیا من نیز میتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه.
خرگوش بنشست بی حركت،
روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد.

نتیجه اخلاقی
لازمت نشستن و كار نكردن بالا نشستن است

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:28  توسط Anti-Boy  | 
سلام داش تایماز خوش اومدی.

ولی من زیاد وقت ندارم که توی بلاگ جواب بدم ویه جورای بلاگ و بلاگ کل کل کنم.

میخواتم بگم لطف کنید دیگه پست ندین امااگرم خواستین پست بدین خیلی کم نمیخوام بلاگ بشه آنتی دختر یا کل کل.

امیدوارم متوجه منظورم شده باشی و ناراحت نشی چون واقعا فرصت اینو ندارم که زود زود جواب بدم


الانم فرصت کردم این پستتو اصلاح کنم.

بابا جان کم دوروغ به خورد مردم بدین


دختر:عزیزم خیلییییییی دوست دارم   

پسر : :))

دختر: عاشقتم    
پسر :به من چه

دختر:میمیرم واست
پسر : برو بابا دلت خوشه

دختر:خیلی دوست دارم
پسر :من نه

دختر:راستی یه خواستگار خوب واسم اومده
پسر : :o تو چطور میتونی این حرفو بزنی؟من و تو همدیگرو خیلی دوس داریم

دختر:یادت رفت چیا گفتی
پسر:ما پسرا بعضی وقتا گه زیادی زیاد میخوریم

پسر :زنم میشی؟
دختر:خفه شو 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 9:58  توسط Anti-Boy  | 
راستي تا حال دارم بزارين يه حقيقتي رو بگم و بد برم مخصوصا قابل توجه آبجي شرر جونم كه الان 19 سال و شونصد ماهش شده .......


***************************************

اگه پسرا نبودن اون وقت دخترا واسه کی خودشونو لوس میکردن 8

اگه پسرا نبودن انوقت دخترا کیو میخواستن سرکیسه کنن belay

اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن واسه کی چاخان کنن 37

اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن آویزون کی بشنو مثل کنه بچسبن بهش



38

اگه پسرا نبودن که دخترا تا آخر عمرشون رو دست بابا و مامانشون باد میکردن bully

اگه پسرا نبودن انوقت دخترا میخواستن کیو دق مرگ کنن 3

اگه پسرا نبودن انوقت دخترا میخواستن واسه کی صد قلم آرایش کنن بلکه یه کم دیده بشن 32

اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن واسه کی هر دقیقه ناز کنن wink

و در آخر اگه پسرا نبودن که دخترا از بوی ترشیدگی خودشون خفه میشدن

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 20:53  توسط تایماز  | 

اولا سلام به همه دوستاي گلم تو اين جا

مخصوصا ابجي شررو داش سيا

اون يكي داشمونم كه فعلا مفقودالاثره مثل خودم

شرمنده يه مدت نبوديم حالتونو بگيريما

ديگه زندگي يه ديگه

ولي تا آخر تابستون ديگه در بست در خدمتتونيم پس خودتونو آماده كنيد

فعلا همين پست رو داشته باشيد تا بعد

قربونتون



پسر : دوست دارم 
دختر : خفه شو 

پسر :عاشقتم 
دختر : خفه شو 

پسر : میمیرم واست 
دختر : خفه شو 

پسر : فدات شم 
دختر : خفه شو 

پسر : نوکرتم و خاک زیر پاتم 
دختر : خفه شو 

پسر : زنم میشی 
دختر : جدی میگی ؟ 

پسر : خفه شو .....................



راستي يادم رفت بگم دختره بيچاره رفت تو كما .......
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 20:39  توسط تایماز  | 
از قدیم و ندیم گفتن هر میمونی زشت تره بازیش از همه بیشتره این آقایونم کم زشتن .....

http://www.dvd20.net/uploads/1250524210.jpg

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:32  توسط Anti-Boy  | 
اینم عاقبت چشم چرونی آقایون

http://www.dvd20.net/uploads/1250375310.jpg


ادامه مطلب
...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:23  توسط Anti-Boy  | 
سلام برو بچ

این یه وبلاگ آنتی دختره که ادعاش زیاده مثه بقیه ی آنتی دخترا و دقیقا مثه بقیه فقط ادعاست به هر حال خواستم بهتون بلاگ رو معرفی کنم اگه خواستین سر بزننین البته آمار چندانی نداره و از اون آنتی دخترای حرفه ای نیست.

بخصوص اقایونی که تو این بلاگ عضو هستن خواستین اونجا عضو شین یه کمکی بهشون بکنین شاید تونستن روی دو نفر بیشترو کم کردن به هر حال آبروی خودتونه.

من خودمم اونجا باهاشون مناظره دارم هرچند بچه بازیه یعنی داریم با این بچه ها سر و کله میزنم.


http://pro-antigirl.blogfa.com

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 16:1  توسط Anti-Boy  | 


پند
بوقلمونی، گاوی بدید و بگفت:در آرزوی پروازم اما چگونه ، ندانم.
گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوری قدرت بر بالهایت فتد و پرواز كنی.
بوقلمون خورد و بر شاخی نشست.
تیراندازی ماهر، بوقلمون بر درخت بدید،
تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاكش نمود.
(قابل توجه آقایون)
نتیجه اخلاقی
با خوردن هر گندی شاید به بالا رسی، لیك در بالا نمانی.



 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 16:48  توسط Anti-Boy  | 

امروز توی یه وبلاگی مقایسه دختر و پسر رو دیدم (لینکشم هست خواستین اراجیفشونو بخونید.) خلاصه کنم یه سری دورغا در مورد دخترا نوشته بودن یعنی همه چیو تقریبا عکس کرده بودن.منم طبق وظیفه لازم دونستم که نوشت هاشونو به واقعیت برگردونم و واستون نوشتم .

مقایسه دختر و پسر

.در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟

دختر:یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به حدر نره


پسر:
یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال


۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه...

دختر - مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه.

پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه.
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی


۳.تو مغازه لباس فروشی...


دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن.

پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره


۴.وقتی از یکی بدشون بیاد...

دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه

پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه.(عقده ایا)


۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)...

دختر - می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدیکه خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن.

پسر:با 20 سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل ... بحث میکنن(خجالت که حالیشون نیست بی حیان)

۶.اگه بعد از مدتی هم رو ببینن...

دختر:تا همدیگرو میبینن یه احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن(انقد که مهربونن)

پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ(انقد که بی احساسن)

۷.وقتی می رن کتابخونه...

دختر:دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه.

پسر - تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن
 یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه

۸.وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط...


دختر:روزی 5 ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره(ماشالاه هوش دخترا زیاده)

پسر:روزی 29 ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم


۹.وقتی می خوان ورزش کنن...

دختر:با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن

پسر:خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه(چقدم از خودشون خوششون میاد با این شلوارای که میپوشن شلوارک میپوشنو میدون دنبال دخترا)

۱۰.وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن...

دختر -میگه ایول عجب ماشینیه!مبارک صاحبش

پسر:با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 18:14  توسط Anti-Boy  | 


E learning!!!

پسری که به دنیا می آید سه حالت ممکن است داشته باشد :

1- دیوانه باشد ، ( غیر انسان ) .

2- کر یا کور مادر زاد باشد ، ( نیمه انسان ) .

3- بدون نقص در حواس باشد ، ( انسان !!!) . (عمرا!!!)

 

منظور از خود در خود شناسی چیست ؟

 

خود به معانی زیر وجود دارد :

1- خود به معنی برداشتی که حمید از خودش دارد .(خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!)

2- خود به معنی برداشتی که دیگران از حمید دارند .(یه آدم مزخرف!!!) 

3- خود به معنی برداشتی که دیگران از برداشت حمید نسبت به خودش دارند.(زهی خیال باطل)

4- خود به معنی برداشتی که حمید از برداشت دیگران از حمید دارد . (پیچیده شد من قاط زدم!!)

5- خود به معنی آ ن خودی که نه حمید می شناسد و نه دیگران ولی وجود دارد .(جل الخالق!!!)

 حالا ما دونه دونه این موارد و توضیح  میدهیم :

مورد ۱ :حمید خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!اعتماد به نفس خفن!!! فکر می کنه خیلی با مزست !! احساس  می کنه خیلی خوش تیپه!! صداش چقدر خوبه!! با عینک آفتابی عکس میگیره ( وای من چقدر خوشگلم!!)دو تا خط شعر بی معنی و مفهوم با قافیه جور می کنه !! (بابا شاعر!!)و.... ( که بقیشو نگم بهتره!!!)

 مورد ۲:حالا منی که دارم به این آدم (آدم که چه عرض کنم...!!!) نیگا می کنم !! اولا که خیلی بهش می خندم !!!  !!!بعدشم  از اینکه واسه وبلاگم سوژه پیدا کردم کلی خوشحال میشم!!

مورد۳:آخی طفلکی !!  بذار به روش نیاریم !! بره با خودش حال کنه!!

مورد۴: چقدر همه منو دوست دارن !!! من چقدر آدمه باحالیم!!! چقدر تحویلم میگیرن!!

مورد۵:ها!!!(قلمراد!!)

انگیزه خودشناسی چیست ؟ جواب : تضاد

 

تضاد درون و بیرون یک شخص ، تضاد بین آنچه که شخص به آنها اعتقاد و

 باور دارد با آنچه که در واقع در بیرون ( محیط خارج ) وجود دارد . (این یعنی حمیدی که خودش می شناسه با حمیدی که ما میبینیم و به روش نمی یاریم فرق فولکوله!!!)

تضاد دانسته ها با واقعیات موجود در همه انسان ها وجود دارد و تفاوت در میزان

 و زمان آگهی از این تضاد است . ( یعنی واسه بعضی ها این اعتماد بنفسه زیاده واسه بعضی ها نرمال!!!)(تحقیقات نشون میده واسه دخترا نرمال واسه پسرا یه خورده زیاد از حد!!)

عامل آگاهی از تضاد چیست ؟ تغییر

تغییر به سه شکل ممکن است اتفاق بیفتد :

1- حرکت ، جابجایی و تغییرات مکانی مشخص .(یه تکون خودتو بده !! )(به حالت بندری!! تاثیرش بیشتره!!)

2- تغییرات جهت عقاید اجتماعی .(یعنی  میفهمی چه خری هستی!!!)

3- تغییرات شدت عقاید اجتماعی .(اینم همون بالاییه!!!)

بقیه درس خود شناسی  باشه واسه بعدا

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 19:11  توسط Anti-Boy  | 

دختر، برتر از پسر آمد پديد
ليک،آنکه چشم بصيرت داشت ديد

کسي گفت: اي دختران به بيرون رويد
تا پسرک نديد بديد شما را بديد

دختر، زبر و زرنگ است شديد
که پسر نصفش را هم در خود نديد

همه تان جزو اين چهار دسته ايد
آن پسر که گفتي، حساب کار آمد به دستش، پريد

مقصودم ازاين وب فقط خنده بيد
از بس که شما پسرها بَـديد

خدا جنس مرد را آزمايشي آفريد
پس از آن زن برتر را آورد پديد

زن، زن را سوار برمرد ديد
ولي مرد غير از زمين هيچ نديد

زن هرچه را دوست داشت خريد
مرد فقط ديد و حسرت کشيد

مرد از صبح تا به شب دويد
آخر کارش به تيمارستان کشيد

زن، سرور و سالار؛ آيا شما مَـرديد؟
مرد تا کم آورد جامه خويش را دريد

پسران فکر ميکنيد شما برتريد؟
نه توهم زديد،اگرخوابيد، بيدار شويد

از ازل تا به ابد زن موجود برتري ست
شما بايد کوتاه بياييد، چاره چيست؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:25  توسط Anti-Boy  | 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:21  توسط Anti-Boy  | 

دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد شدی؟»

مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم.

امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم!

 وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم.

 وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.

 من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.»

مریض بعدی،

 به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.

دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟»

مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.

 ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.

من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»

وقتی مریض سوم میاد

 به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.

دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی.....!!!!»

«خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین...»

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:13  توسط Anti-Boy  | 
رقص کنار دریا

http://nazclip.com/dl/shad/untitled01.JPG

 

 



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:29  توسط Anti-Boy  | 
کلیپ عاشقانه از داش سیا و دوستان

http://nazclip.com/dl/shad/untitled02.JPG


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:29  توسط Anti-Boy  | 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:4  توسط Anti-Boy  | 
http://night-skin.com/upload/images/vwvkxhc80e8rmmj9sllq.jpg

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:3  توسط Anti-Boy  | 
بزرگترین فروشگاه اینترنتی

هررررررررررررررررررررررررررررررر چی بخواین داره حتما یه سر بزنید 

با کمترین قیمت میتونین بهترین فیلمها و برنامه ها بازی و.............. رو خریداری کنید.


http://www.dvd20.net/


دانستنیهای جنسی (دانستنيهاي ج� ...
» دختران آخر زمان
» رکوردهای گینس
» روابط دختر و پسر
» ۱۰۰ فیلم ۲۰۰۸ در ۹ دی وی دی
» مجموعه 50 فیلم وحشتناک
» ۳۰۰ فیلم ایرانی در ۱۸ دی وی دی
» مجموعه 103 كارتون دوبله فارسی
» سریال جومونگ (81 قسمت )

» مجموعه ی بی نظیر ۶۴ فیلم طنز خا ...

» یوسف پیامبر
» سریال درخت بهشتی
» 17 فیلم هندی
» مسابقات کشتی کج
» گالری گل و بوته 1
» طرح های کارتونی
» میلیونر زاغه نشین Slumdog Millionaire
» مستند چراغ خاموش(استخدام منشي و فريب دختران)
» رکوردهای گینس
» 60 فیلم هندی

17 فیلم هندی

http://www.takdvb.co.cc/uploads/1243719189.gif


1- عاشق خاموش

2- بادشاه

3- باران

4- بی وفا

5- بهت

6- دهاتی های خوش شانس

7- عشق ابدی

8- جان دشمن

9- خانواده

10- محبوب

11- مجرد

12- نفرت

13- پیوند

14- شان

15- ترکیب

16- تاکسی

17- یک لحظه جدایی


قیمت : 2500 تومان

و.................... هزاران فیلم و برنامه دیگر

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:13  توسط Anti-Boy  | 

سلام به همه ی دوستای گلم

داش سیا خوش اومدی من الان وقت بلاگ اپ کردن ندارم آخه ما که مثه شما بچه دبیرستانیا نیستیم که از یه ماه پیش امتحاناتشون تموم شد امتحانات ما تازه داره شروع میشه و چون 24 واحد دروس تخصصی و سخت باید پاس کنم و میخوام نمرهام عالیه شه فعلا وقت نت اومدن ندارم.

اما به هر حال اگه دوس داری و اصرار میکنی که برگردی قبوله برگرد خوش اومدی.

قالبم خودت پیدا کن بزار.


راستی برو بچ به کی رای میدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که به احمدی نژاد رای میدم درسته یکی از اونیکی بدتره اما احمدی نژاد از بقیه بهتره جرات و جسارت داره و همین خیلی خوبه و چیزای دیگه که حوصله ی تایپ کردن ندارم

بقیه همه خائن و دزد و.. هستن همین آقای موسوی که میخواد آزادی بده یکی از همونای بود که دوران خودش نمیزاشت کسی نفس بکشه که خود امام جلوی کاراشو گرفت یادتون بندازین

اما

صلاح کار خویش خسروان دانند پس بگین چشم و همه به احمدی نژاد رای بدین.(هر چند اون انتخاب میشه چه رای...)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:4  توسط Anti-Boy  | 
سلام خدمت ابجی...

 یه چند مدت امتحان داشتم خدارو شکر تموم شد ...

اومدم بگم تنهایی فک نکنم از پس این بلاگ بر بیای منظورم اینه که بلاگه خیلی حجمش زیاده اگه دوس داشتی بیا خبرم کن تو بلاگ خودم که دوباره با هم همکار بشیم بازم میگم اگه دوس داشتی ....

اینایی هم که اومدن سر و صدا میکنن یه ثانیه به بادشون میدم ....

راستی اومدم به صورت نظر خصوصی بذارم این قالبه خیلی گیر میده جون داش سیا بیا و دسترسی بده تا عوضش کنم یه چیزی حدود ده دقیقه منتظر بودم باز نشد....

در ضمن امیدوارم پیشنهادی که دادم دوباره موجب بر انگیخته شدن غرورت نشه ....

به هر حال منتظرم بازم اگه دوس داشتی...

چون خداییش حیف بلاگه از اب و تاب افتاده...

به هر حال موفق باشی...

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 23:3  توسط سیاهی  | 

Dokhtar and Pesar - Dokhtar and Pesar

Double Brides - Double Brides

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:51  توسط هادی  | 
 
  بالا